مولف «بازرگانی و اصناف پیشه‌ور در عهد صفوی» در گفت‌وگو با ایبنا؛

استبداد قدسی‌گونه‌ی صفویه راه اندیشیدن را بر مردم بست

  • استبداد قدسی‌گونه‌ی صفویه راه اندیشیدن را بر مردم بست و این تحریم آزاداندیشی مایه‌ی عقب‌افتادگی جدید ایران شد. بزرگ‌ترین علت عقب‌ماندگی نوین تاریخی و پس از آن نفوذ روس و انگلیس در ایران در لاغرماندگی طبقه‌ی متوسط یعنی تجار و پیشه‌وران بود. خوانندگان تاریخ ‌فهم و اهل فکر و فرهنگ با خواندن کتاب مذکور، ریشه‌های عقب‌ افتادگی‌های بعدی و ماندگاری استبداد و ارتجاع ابدی را نه تنها در سیاست که در فرهنگ عوام که در دانش و بینش طبقه‌ی خواص هم دیده می‌شود، درمی‌یابند... ایران تنها در این عهد بود که استقلال سیاسی واقعی از دست رفته خود توسط اعراب را که در 9 قرن پیش ربوده شده بود باز پس گرفتند و ایرانیان را به راه تاریخی و فرهنگی‌شان برگرداندند...
تاریخ: ۱۴۰۰/۰۸/۱۶ | شماره خبر: 1182 | نویسنده: طاهره مهری مالفجانی

کتابان: دوره‌ی صفوی نه ‌فقط برای تاریخ ایران، بلکه از حیث تاریخ جهانی نیز اهمیت خاص دارد و توجه به‌ آن می‌تواند بر بخش‌هایی از موضوعات سیاسی، اجتماعی و اقتصادی‌ بین‌المللی نیز روشنی‌هایی بیفکند. هم از این‌روست که از گذشته‌های دور، پژوهش‌گران تاریخ، بررسی همه‌جانبه‌ی حکومت سلسله‌ی صفوی را بر ایران، موضوع انواع تحقیقات و پژوهش‌های خود قرار داده‌اند؛ به ویژه که با کشف و انتشار آثار و اسناد و دیگر یادگارهای آن ادوار در ایران و جهان، زوایای نویی از موضوع در برابر دیدگان دل‌بستگان به این‌گونه مباحث گشوده‌ می‌شود.

واقع آن است که با وجود انبوهی از پژوهش‌های شرقی و غربی در باب صفویان، هنوز جوانب ناشناخته از آن ادوار اندک نیست و به ویژه در موضوعات اجتماعی و اقتصادی، مجال فراخی در برابر پژوهش‌گران تاریخ قرار دارد و از همین طریق است که می‌توان ریشه‌ی بسیاری از حوادث و رویدادها و تحولات بعدی را در طول این چند قرن و مناسبات ایران با قدرت‌های بزرگ جهانی در آن عهد جست‌وجو کرد. دکتر مهدی کیوانی تاریخ‌شناس و پژوهش‌گری است که عمر گران‌بهای خویش را در راه پژوهش و تعلیم در رشته‌ی تاریخ سپری کرده است، تازه‌ترین اثر کیوانی کتاب «بازرگانی و اصناف پیشه‌ور در عهد صفوی» است. این کتاب از سوی انتشارات مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی به چاپ رسیده است، کتاب مذکور دوره صفوی را از مهم‌ترین ادوار تاریخی ایران به شمار می‌آورد، چراکه با گذشت نهصد سال پس از فروپاشی ساسانیان یک دولت متمرکز ایرانی توانست بر سراسر ایران آن روزگار فرمانروایی کند. با وی درباره‌ی این کتاب و تحولات ایران در زمان صفویه به گفت‌و‌گو نشسته‌ایم که در ادامه می‌خوانید:


قدرت صفویان را در چه می‌دانید که سبب موفقیت‌شان در یکپارچه کردن کشور شد؟

بدون تردید تاسیس سلسله‌ی صفویه حادثه‌ی غریبی بود که توانست ققنوس‌وار ایران را از تجزیه یا حتی از نابودی برهاند. ایرانیان در آن زمان به دنبال فرزندان شیخ صفی‌الدین اردبیلی برای نجات کشورشان به راه افتادند که غیر از جنگ‌های مملکت «بر باد ده» داخلی، قدرت‌های خارجی امپراتوران از امپراتوری عثمانی و شاهان ازبک گرفته تا اروپاییانی که درصدد تجزیه ایران بودند تا کشوری را از صفحه تاریخ پاک کنند کشوری که نزدیک به سه هزار سال با دردمندی خوفناکی افتان و خیزان نام و یاد ایران را در زمره‌‌‌ی مردم مقاوم و وطن‌پرست جهان نگه داشت.


ظهور صفویان بزرگ‌ترین رخداد تاریخی ایران دوره‌ی اسلامی است، دلایل این رخداد یگانه گوناگون است، فهرست‌وار به برخی از این دلایل اشاره کنید تا چرایی انتخاب این موضوع به خوانندگان معرفی شود.

بنیان‌گذاران این حاکمیت شیعی‌مذهب نه تنها به هویت ایرانی بعد از ۹ قرن- مگر در زمان‌های کوتاهی- معنا بخشیدند. این حاکمیت ایرانی بر سراسر کشور در حال تجزیه تسلط پیدا کرده و به ایران وحدت تاریخی‌اش را بازگرداند. چه فتاده است که امروز ایرانیان آذری‌تبار یا ایرانیان آذری‌زبان شمال ارس خود را از تبار ترکان اوغوز آسیای مرکزی می‌دانند و نوای بی‌نوایی ترک‌تباری سر داده‌اند در حالی‌که خاقانی و نظامی فارسی‌زبانانِ شاعر از شروان و شهر گنجه بودند. آن‌ها با تجدید روح ایران‌شهری یعنی صفویه‌، دوره‌‌ی ساسانیان را به تاریخ ایران به گونه‌ای بازگرداندند و هم‌چنین خلافت عربی عباسی را از تاریخ ایران زدودند. صفویان با جمع هم‌زمان ساختارهای پنج‌گانه نگهدارنده‌ی تاریخ ایران یعنی زبان فارسی، سامان سیاسی برخوردار از فره یا لطف ایزدی، رسمیت بخشیدن به مذهب شیعی البته با رواداری کمتر نسبت به ادیان دیگر، رساندن مرزهای ایران به مرزهای تاریخی‌اش یعنی از رود جیحون تا رود فرات و بالاخره برقرار کردن آیین‌ها و رسوم ایرانی اسلامی چون جشن نوروز و جشن ولایت علی‌ بن‌ ابیطالب به ایران هویت ایرانی بخشیدند.


اگر صفویان و احساسات ملیت و هویت ایرانی آنان نبود، ایرانِ دیروز ایالتی از عثمانی و ایرانِ امروز هم‌چون سوریه، لبنان، عراق و فلسطین یعنی ایالات پیشین عثمانی بود. این همه در بخش اول کتاب مذکور آمده است، در این باره دیدگاه شما چیست؟

شهرنشینی در اثر گسترش تجارت و پیشه‌وری و آشنایی با شهرنشینی در عثمانی زاده شد. البته عثمانی‌ها در این پدیده‌ی‌ نو سهمی نداشتند زیرا آن‌ها این شهر و شهرنشینی را از روم شرقی یا بیزانس به ارث برده بودند. در دو نهاد مورد بحث در کتاب مذکور در این شهرهای نو یا گسترش شهرهای قدیم تحقق یافت. به دنبال آن تولد طبقه‌ی متوسط به صورت نصفه و نیمه در همین شرایط رخ داد. البته به دلیل عدم بلوغ این طبقه‌ی حاکمیت مستبد و مرتجع به جای تکیه بر تاجر و پیشه‌ور داخلی و حفظ منافع ملی با گرفتن رشوه آن را به کمپانی‌های فرنگی و تاجرنمایان ارمنی فروختند. ظهور پدیده‌ی فرنگی‌مآبی نه در زمان قاجار که در روزگار صفویه اتفاق افتاد. اگر به طبقه‌ی متوسط جدید یعنی تاجر و پیشه‌ور اجازه داده می‌شد در اداره‌ی شهر و شهرها شرکت کنند، به محمود افغان با طالبان همراهش با گرفتن فتوایی از مفتی مکه که منسوب عثمانی بود، اجازه نمی‌دادند از قندهار به قصد اصفهان بیاید و هیچ نیرویی در راه جلوی آن‌ها را نگیرد.


برای خوانندگان این پرسش پیش می‌آید که چگونه ایران چنین شکست تحقیرآمیزی را تحمل کرد؟

پاسخ در دو قسمت بیان می‌شود: اول افغان‌ها ایرانی بودند و از رعایای شاه محسوب می‌شدند، دوم مردم از استبداد، فساد و ستم خسته شده بودند، آن‌قدر خسته که توان اعتراض نداشتند اما به وقت بروز حادثه نه تنها به شاه بلکه از پشت به خود خنجر زدند و شکست گلون‌آباد را پذیرفتند. این شکست آغاز عقب‌افتادگی بعدی را رقم زد. ایران تا این زمان کشوری عقب مانده نبود اما به دلیل ترس که در حکومت استبدادی فضیلت است، استبداد قدسی‌گونه‌ی صفویه راه اندیشیدن را بر مردم بست و این تحریم آزاداندیشی مایه‌ی عقب‌افتادگی جدید ایران شد. بزرگ‌ترین علت عقب‌ماندگی نوین تاریخی و پس از آن نفوذ روس و انگلیس در ایران در لاغرماندگی طبقه‌ی متوسط یعنی تجار و پیشه‌وران بود. خوانندگان تاریخ ‌فهم و اهل فکر و فرهنگ با خواندن کتاب مذکور، ریشه‌های عقب‌ افتادگی‌های بعدی و ماندگاری استبداد و ارتجاع ابدی را نه تنها در سیاست که در فرهنگ عوام که در دانش و بینش طبقه‌ی خواص هم دیده می‌شود، درمی‌یابند.


کتاب «بازرگانی و اصناف پیشه‌ور در عهد صفوی» تا چه حد به تحولات تاریخی عهد صفوی پرداخته است؟

کتاب‌های تاریخی نوشته‌شده در سده‌‌ی اخیر بیش‌تر وقایع‌‌محور است و کمتر به تاریخ اجتماعی و اقتصادی دوره‌ی صفویه توجه کرده‌اند. به طور کلی این‌گونه تحقیقات ارزنده را به دو دسته تقسیم می‌کنند: گروه اول که توسط اساتید دانشگاه یا منورالفکران سنتی نگاشته شده است. در این آثار از هیچ‌گونه فلسفه‌ی تاریخی - خواه بورژوایی، خواه مارکسیستی - استفاده نشده است. دسته‌ی دوم تاریخ‌هایی هستند که نویسندگان آن تحت تاثیر تاریخ‌سازی‌های نوشته‌شده توسط مورخان مارکسیست روسی (شوروی سابق) تاریخ‌های خود را به رشته تحریر درآورده‌اند. بدین‌گونه نه تنها از این زمان اقتصاد ما که نگاه تاریخی ما سیاست‌زده شد و ما را به کج‌راهه کشاند. با این فلسفه تاریخ‌ها نمی‌توان تاریخ ایران را تبیین و تحلیل کرد. به گفته هایدگر آلمانی «فقط غرب و اروپا در ژرفای حرکت تاریخی‌شان اهل فلسفه هستند.» (بخارا، ش ۱۴۵، ص۴۱۹) اگر کشورهای غربی فلسفه تاریخ دارند، تاریخ‌شان متغیر است. تاریخ ما تاریخ سکون و تکرار است و در آن جایی برای حرکت زمان وجود ندارد. تاریخ ایران از کهن‌ترین ایام تا همین امروز بر خیل عظیمی از اسطوره‌ها و بت‌های مقدس شکل گرفته است. در این تاریخ هزارتوی هر چند دوامش وام‌دار ساختارهای پنج‌گانه است ولی تکرار و سکون مرده‌وارش از این بازی تاریخی شروع می‌شود نمایشی است که تنها بازیگرانش تغییر می‌کنند ولی نقش‌ها همان‌هاست.


در ادامه این پرسش مطرح می‌شود که اگر وقایع تاریخ ایران با هیچ فلسفه‌ی تاریخی قابل تبیین نیست، پس چگونه ایران و ایرانی پس از تحمل این همه تهاجم و تطاول هنوز زنده و پاینده است؟

بعد از نیم قرن خواندن تاریخ و ایستادگی در برابر ناملایمات به این نتیجه رسیدم که تاریخ ایران با هیچ فلسفه‌ی تاریخی قابل تبیین نیست، بعد از عبور آگاهانه به این نکته پی بردم که پی بردن به علل ماندگاری یا عدم ماندگاری هر کشور یا هر تمدنی را باید در دل تاریخ همان کشور و تمدن پیدا کرد. این‌جا بود که به تعریف ساختارهای پنج‌گانه رسیدم، ساختارهایی که در سخت‌ترین شرایط هویت ایران را در هزارتوی خود نگاه داشت و این هویت را عمدتا در شعر شاعران پارسی‌گوی می‌توان مشاهده کرد. فصل اول از بخش اول کتاب مذکور درباره‌ی این ساختارهای پنج‌گانه گفت‌و‌گوی لازم را ارائه می‌دهد. با بیان این جمله‌ی تاریخی از بیهقی این دیباچه را به پایان می‌رسانم: «اگرچه این اقاصیص از تاریخ دور است... که فلان پادشاه فلان سالار را به جنگ فرستاد و... این آن نبرد را اما من می‌خواهم آن‌چه واجب است به جای آورم... می‌خواهم که داد این تاریخ را به تمامی بدهم و گرد زوایا و خفایا برگردم» (تاریخ بیهقی، مقدمه مصحح).


در مجلد دوم کتاب‌تان به اصناف پیشه‌ور عهد صفوی پرداخته‌اید، چه تحولات اجتماعی و اقتصادی جدیدی در عملکرد اصناف پیشه‌ور عهد صفوی رخ داده است؟

اگرچه پیشینه‌‌ی تاسیس تشکیلات سازمانی گروه‌های پیشه‌ور به عهد ساسانیان باز‌می‌گردد، اما پیشه‌وران در عهد صفوی با مسائل تازه‌ای روبه‌رو شدند. تمرکز قدرت همه‌جانبه‌ی‌ سیاسی، گسترش شهرنشینی، آشنایی ایرانیان با اروپاییان و کالاهای‌شان پیشه‌وران را با مسائل جدیدی روبه‌رو ساخت. بزرگ‌ترین نشانه‌ی‌ این تحول را می‌توان در گسترش بازارهای مرکزی شهرهای بزرگ ایران دید. بازارها با در خود داشتن ده‌ها مدرسه، مسجد، قهوه‌خانه، تیمچه، بازارچه و نیز ده‌ها راسته بازار که به یک صنف معین اختصاص داده شده بود همه نشان می‌داد که تحولات اجتماعی و اقتصادی جدیدی در عملکرد اصناف پیشه‌ور رخ داده است. درست است که با دخالت شاهان صفوی به‌خصوص عباس اول و دوم ماموران دولتی می‌توانستند هم بر پیشه‌وران نظارت بیش‌تری داشته باشند و هم مالیات صنفی منظم‌تری از پیشه‌وران بگیرند، اما در برابر، پیشه‌وران می‌توانستند از راه‌های جدیدتر نه تنها بهتر از منافع خود دفاع کنند بلکه توانایی بیش‌تری برای انجام مسئولیت‌های اجتماعی و فرهنگی نسبت به مردم شهرشان پیدا کردند.

بدون تردید انجام چنین پژوهشی برای تدوین بهتر تاریخ اجتماعی و اقتصادی عهد صفوی ضروری بود. گرچه شرق‌شناسان برآن‌اند که پیش‌شرط‌های تشکیل اصناف پیشه‌ور به عنوان یک نهاد مدنی مستقل و آزاد نیازمند برخورداری این نهادها از استقلال و آزادی عمل می‌باشد. با توجه به عدم وجود چنین آزادی و استقلالی در کشورهایی نظیر ایران عهد صفوی، وجود اصناف به عنوان یک نهاد مدنی کارساز معنا پیدا نمی‌کند. درست است که ایرانیان این زمان مثل زمان‌های پیشین و پسین از چنان آزادی و استقلالی برخوردار نبودند، اما شواهد و مدارک نشان می‌دهد اصناف پیشه‌ور عهد صفوی به عنوان نیرومندترین نهاد مدنی توانستند از عهده‌ی برخی از مسئولیت‌های اجتماعی و فرهنگی نسبت به شهروندان‌شان برآیند.


چه دلیلی باعث شد به دوره‌ی صفویه علاقه‌مند شوید و از میان سلسله‌های گوناگونی که بر ایران حکم‌فرمایی کردند به این دوره تاریخی پرداخته‌اید؟

به سبب شوق فهمیدن زندگی ایرانیان در عهد صفوی که از نوجوانی در من وجود داشت پایان‌نامه‌ی خود را در پیوند با این فهمیدن و شناخت برگزیدم. از آن‌جا که فکر می‌کردم ایران تنها در این عهد بود که استقلال سیاسی واقعی از دست رفته خود توسط اعراب را که در ۹ قرن پیش ربوده شده بود باز پس گرفتند و ایرانیان را به راه تاریخی و فرهنگی‌شان برگرداندند. از آن‌جا که نگاه تاریخی من نه شاه‌محور (که در میان وقایع‌نگاران سنتی و مرسوم بود) و نه خلق‌محور بود با استفاده از آموزه‌های مکتب آنال فرانسوی به پژوهش در دستاوردهای شاه و خلق که درک میزان مدنیت هر دوره‌ای را معین می‌کند، روی آوردم. انتخاب موضوع پایان‌نامه در همین راستا انجام گرفت. پژوهش درباره‌ی دو نهاد شهرنشینی مدرن یعنی نهاد تجار و پیشه‌وران اصلی‌ترین موضوعی بود که می‌توانست مدنیت این عهد را مشخص کند. به هر تقدیر پایان‌نامه‌ام را تحت عنوان «بازرگانی و اصناف عهد صفوی» زیر نظر فرانک بگلی نوشتم. پایان‌نامه‌ی مذکور ابتدا در سال ۱۹۸۲ میلادی در برلین و سپس ترجمه‌ی آن به فارسی در سال‌های ۹۰ در تهران در چندین بار به زیور طبع آراسته شد. تدوین این پایان‌نامه تنها گوشه‌ای از شکوه دوره‌ی صفویه و  نقش بی‌بدیل این عهد را در تجدید حیات ایران باستان و تشکیل دوباره‌‌ی کشوری مستقل و نیرومند به نام ایران، با هویت تام و تمام تاریخی خود نشان می‌داد.

به همین سبب بر آن شدم تا به دنبال نخستین نسل استادان منورالفکر مروج صفویه‌شناس ایرانی و غیرایرانی پژوهش درباره‌ی صفویه به عنوان نخستین دوره‌ی آشنایی ما با نگاه و فرهنگ غربی - ادامه دهم. عصاره‌ی تمدن و فرهنگ این عصر با مقایسه‌ای میان فرهنگ ما با فرهنگ و تمدن غرب که قصد سلطه بر جهان را داشت می‌توانست خود را در دو نهاد مدنی تجار و پیشه‌وران نشان دهد. با تلاش تمام در جهت دوری گزیدن از فلسفه‌ی تاریخ‌های بورژوایی و مارکسیستی که ما را به بی‌راهه یا کج‌راهه کشانده بود - بر آن شدم تا بر اساس پنج ساختار برآمده از روح تاریخ اسطوره‌زده‌ی ایران و با استفاده از روش تحقیق مکتب فرانسوی آنال خود را به این هدف بیهقی نزدیک نمایم. ابوالفضل بیهقی درباره‌ی هدفش می‌نویسد: «در دیگر تواریخ چنین نیست اما چون من این کار پیش گرفتم می‌خواهم که داد این تاریخ را به تمامی بدهم و گرد زوایا و خبایا برگردم» (بیهقی-مقدمه) بنابراین از سال ۱۳۷۵ بدون کوچک‌ترین نگاه و چشم‌داشتی به پایان‌نامه‌ی دکتری خود تدوین کتاب مزبور را آغاز کردم. حمایت دکتر صادق سجادی، رئیس بخش تاریخ مرکز دایره‌المعارف بزرگ اسلامی، در آن زمان و نیز راهنمایی و دل‌گرمی‌های دکتر کاظم موسوی بجنوردی ریاست مرکز در چاپ و انتشار کتاب با میزان‌های یگانه‌ این مرکز درباره‌ی انجام انتشارش به من قوت قلب داد تا عمر بر سر این پژوهش بگذارم، پژوهشی که می‌تواند حقانیت و مشروعیت مردم و جغرافیای ایران را در شایسته‌ترین مکان در تاریخ جهان به ثبت برساند.


به عنوان آخرین پرسش از پیشینه‌ی زندگی و فعالیت خودتان بگویید تا خوانندگان بیش‌تر با آثارتان آشنا شوند.

در سال ۱۳۱۹ در محله‌ی‌ شمس‌آباد، محله‌ای ساخته‌شده در دوره‌ی صفویه، در خانواده‌ای زرگرپیشه زاده شدم. عمویم مجتبی کیوان از شاعران بزرگ عصرش با انتخاب شغل معلمی راهی دیگر انتخاب کرد. این انتخاب توسط عمویم که الگوی‌مان بود سبب شد تا خانواده‌ی کیوان‌ها به مشاغل فرهنگی روی آورند. مجتبی کیوان از نسل سوم منورالفکران اصفهان به حساب می‌آمد. بعد از این نسل منورالفکران جای خود را به روشن‌فکران دادند، منورالفکران که از متن جامعه‌ی‌ اهل فرهنگ و فکر بومی که در عهد ناصری با آشنایی با فرهنگ غربی رشد کرده بودند با تکیه بر سنت، منادی تجددخواهی و نواندیشی شدند. حاصل مبارزات فرهنگی این مردان ایران‌دوست زمینه‌ساز ظهور انقلاب مشروطه و تدوین قانون اساسی شد. بخش عمده‌ی‌ این منورالفکران در استبداد صغیر رشد پیدا کردند ولی تعداد زیادی از آنان در باغ‌شاه کشته شدند. از این‌جا بود که در اثر اختناق عهد رضاشاه و آشنایی تحصیل‌کردگان با سوسیالیسم روسی پدیده‌‌ی روشن‌فکری جای منورالفکران را گرفت. روشن‌فکران با پشت کردن به سنت و تکیه بر سوسیالیسم کج‌راهه‌ای را تدارک دیدند که با فرهنگ سنتی با بت‌های ازلی قدسی‌گونه هیچ نسبتی نداشت.

در چنین فضای پرتنشی که ارتجاع و استبداد راه تجدد و دگراندیشی را بسته بود دبستان و دبیرستان خود را گذراندم. در سال ۱۳۳۶ موفق به اخذ دیپلم ادبی شدم. در سال‌های دبیرستان بود که تحت تاثیر تدریس معلمان‌مان به خصوص معلم درس تاریخ قرار گرفتم و به همین دلیل رشته‌ی تاریخ و معلم تاریخ شدن را برگزیدم. در دانشسرای عالی تهران و بعد در دانشگاه تهران رشته‌ی تاریخ را به پایان رسانده به دریافت مدرک کارشناسی تاریخ و جغرافیا و بعد کارشناسی ارشد در رشته‌ی تاریخ نائل شدم. در سال ۱۳۴۰ به استخدام آموزش و پرورش درآمدم. در همین زمان به عنوان دبیر تاریخ و جغرافیا در تنها دبیرستان بندرعباس به تدریس تاریخ پرداختم. پس از سه سال به اصفهان منتقل شده و به مدت ۱۰ سال هم در دبیرستان‌های شهر زادگاهم به تدریس تاریخ ادامه دادم. با توجه به جو ملتهب دهه‌ی ۴۰ طبیعی بود که معلمان شاید معلمان متعهد با تقلید از افکار سوسیالیسم تحریف‌شده از تاریخ اسلحه‌ای ساخته و با به کارگیری آن بر التهاب جامعه افزوده، شاهان را به عنوان تنها عوامل سیاه‌روزی مردم معرفی نمودند. در سال ۱۳۵۴ از آموزش و پرورش اصفهان به دانشگاه اصفهان منتقل شدم. در سال ۱۳۵۵ برای ادامه تحصیل با استفاده از بورسیه تحصیلی دانشگاه مزبور راهی دانشگاه دورهام انگلستان شدم. پس از اخذ درجه‌ی دکتری در مطالعات شرق‌شناسی به ایران و به دانشگاه اصفهان مراجعت کرده و تا سال ۱۳۸۵ که بازنشسته شدم با فراز و فرودهای گاه خوب و گاه دردناک اما با عشق به دانشجویانم عمر بر سر کاشتن نهال اندیشه‌ تاریخی در ذهن آنان کردم.


منبع: ایبنا


منبع: ایبنا

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما