امام حسین(ع) بارها پیشنهاد بازگشت را مطرح کرد

  • در ایام حکومت یزید، مکه برای امام جای ناامنی شده بود و ایشان بدون انجام حج، پس از چند روز از نامه مسلم، راهی کوفه شد. در میانه راه، امام حسین علیه‌السلام... از شهادت مسلم، هانی و فرستاده خود به خاطر تغییر والی آن‌جا و قیام ناموفق مسلم آگاه شد. با این وجود، راه بازگشت را پیش نگرفت... امام پس از برخورد با لشکر حر تا شهادت خود، بارها پیشنهاد بازگشت را مطرح ساخت. علاوه بر این، بنا بر نقل تاریخ، با ابن سعد مذاکره‌هایی چند انجام داد. عمر بن سعد در نامه‌ای به مافوق خود از پیشنهادهای امام خبر داد. عبیدالله هیچ‌یک را نپذیرفت و راه‌حل را «تسلیمِ» او شدن اعلام کرد. امام اما زیر بار این «ذلت» نرفت و «شهادت» را برگزید.
تاریخ: ۱۳۹۹/۰۹/۱۸ | شماره خبر: 3400

به گزارش کتابان، «عاشورا، انگاره‌ها و انگیزه‌ها» حاصل پژوهش احسان بروجردی توسط نشر نگاه معاصر روانه بازار کتاب شد. مسائل اساسی این کتاب که نویسنده در پی پاسخ به آن‌ها برآمده عبارت‌اند از: «هدف امام از خروج از مکه واقعا چه بود؟»، «آیا مقصد خود را کوفه می‌دید یا از ابتدا به هدف کربلا عزیمت می‌نمود؟»، «اجابت دعوت کوفیان علت تامه این حرکت بود یا امور دیگری نیز موثر بود؟»، «اساسا سفر به عراق با توجه به اوضاع آن روزگار غیرمعقول بود؟ و چرا بعضی از ابعاد عاشورا نامانوس می‌نماید؟»

بروجردی دو سال در جست‌وجوی پاسخ این پرسش‌ها پژوهش کرده و کتاب پیش رو چکیده‌ای است از بررسی ۲۵ منبع موثق درباره این واقعه: مقتل ابی‌مخنف، طبقات‌الکبری، تاریخ خلیفه بن خیاط، الاخبار‌الطوال، انساب‌الاشراف، تاریخ یعقوبی، تاریخ طبری، العقدالفرید، المحن، الفتوح ابن اعثم، مروج‌الذهب، البدءوالتاریخ، مقاتل‌الطالبیین، شرح‌الاخبار قاضی نعمان، أمالی صدوق، الارشاد، اعلام‌الوری، مقتل خوارزمی، تاریخ مدینه دمشق، مناقب ابن شهرآشوب، الکامل، تذکره‌الخواص، الامامه و السیاسه، مثیرالحزان، الملهوف.

پژوهش درباره دیدگاه‌های گوناگون و نه جانب‌داری صرف از یک دیدگاهِ به‌خصوص درباره واقعه عاشورا، محصول دو دهه اخیر است. کتاب حاضر نیز کوششی در ادامه این راه است تا شاید پاسخی به سوالاتی در این باره باشد. این اثر نقد سخنرانی، کتاب و مقاله مشخصی نیست. در رد جریان و طرفداری از گروهی نیز نگاشته نشده است. نویسنده بر اساس دغدغه شخصی خود آن را تدوین کرده و کوشیده صرفا روایت تاریخ نماید.

دو مبحث مهم این کتاب از چهار مبحث اصلی عبارت‌اند از:

ماجرای صلح امام حسن و قیام امام حسین: در نگاه ابتدایی، چنین می‌نماید که دو برادر – امام حسن و حسین علیهماالسلام – در سال‌های امامت خود به دو گونه کاملا متضاد عمل کرده‌اند: یکی با غاصب خلافت به صلح نشست و خلافت را بدو تحویل داد، دیگری به جنگ خلیفه رفت و می‌خواست خلافت را از او بازپس گیرد. در بخش دوم این کتاب به اتفاقات زمان امام حسن و آن‌چه ایشان انجام داد و نیز تعامل امام حسین با معاویه به اختصار پرداخته شده است.

انگیزه خروج امام حسین(ع): هدف اصلی این نوشتار پژوهش در انگیزه خروج امام حسین از مکه بوده که در آخرین بخش کتاب به آن پرداخته شده است. نگارنده کوشیده در عین جمع‌آوری دیدگاه‌های مختلف، نظمی میان آنان برقرار نماید.


چرا امام حسین(ع) از مکه خروج کرد؟

بروجردی پس از بررسی ۲۵ منبع قابل اطمینان در زمینه مبحث عاشورا در نهایت انگیزه اصلی امام حسین (ع) را این‌چنین تحلیل کرده است:

بر اساس گزارش‌های تاریخی، امام حسین در زمان معاویه در راستای پیمان‌شکنی گامی برنداشت. این البته به معنای انتقاد و اعتراض نکردن نیست. نامه و سخنرانی تندی منتسب به ایشان علیه اقدامات معاویه در دست است. در پی فعالیت‌های معاویه برای جانشینی یزید، امام به مخالفت پرداخت. با مرگ او و روی کار آمدن فرزندش، یزید در صدد بیعت‌گیری برآمد. امام برای بیعت نکردن، مدینه را ترک گفت و راهی مکه شد؛ اما نه از بی‌راهه هم‌چون پسران زبیر، بلکه از راه اصلی. در ایام حضور در مکه، ملجأ و مرجع مردمان بود. با اطلاع کوفیان از بیعت نکردنِ حسین بن علی، آنان بر آن شدند تا از ایشان بار دیگر دعوت کنند. به امام گفتند نعمان‌بن‌بشیر، حاکم آن روزگار کوفه، را از شهر بیرون خواهند کرد و شهر را برای هجرت ایشان مهیا خواهند ساخت. با رسیدن نامه‌های متعدد به امام و پس از آن ارسال نمایندگان به نزد حضرت، امام برای بررسی وضعیت کوفه و دعوت اهل آن، پسرعموی خود – مسلم بن عقیل – را به آن‌جا فرستاد. هم‌چنین در نامه‌ای به اهل بصره از آنان نیز دعوت نمود. جمعی از مردم کوفه به بیعت با سفیر امام شتافتند و او نیز پس از چندی به حضرت ضمن نامه‌ای، از وضعیت مساعد شهر خبر داد. در آن روزها مکه برای امام جای ناامنی شده بود و ایشان بدون انجام حج، پس از چند روز از نامه مسلم، راهی کوفه شد. در ابتدای راه، والی مکه سعی در بازگرداندن امام به مکه داشت و به ایشان امان‌نامه داد اما حضرت نپذیرفت. در میانه راه، امام حسین علیه‌السلام به کوفیان نامه نگاشت و پس از آن بود که از شهادت مسلم، هانی و فرستاده خود به خاطر تغییر والی آن‌جا و قیام ناموفق مسلم آگاه شد. با این وجود، راه بازگشت را پیش نگرفت و به مسیر خود ادامه داد. روز دیگر با سپاه حر بن یزید، فرستاده والی جدید کوفه، مواجه شد و او در صدد بردنِ امام نزد ابن زیاد بود. امام نپذیرفت و سعی در بازگشت به حجاز داشت. حر مانع گردید. بنا شد امام به راه دیگری جز کوفه و مکه – رود. کشمکش کاروان حسین بن علی و لشکر حر نهایتا آن دو را به کربلا رساند. ابن زیاد لشکر پرشماری را به فرماندهی عمر بن سعد راهی کربلا کرد. امام پس از برخورد با لشکر حر تا شهادت خود، بارها پیشنهاد بازگشت را مطرح ساخت. علاوه بر این، بنا بر نقل تاریخ، با ابن سعد مذاکره‌هایی چند انجام داد. عمر بن سعد در نامه‌ای به مافوق خود از پیشنهادهای امام خبر داد. عبیدالله هیچ‌یک را نپذیرفت و راه‌حل را «تسلیمِ» او شدن اعلام کرد. امام اما زیر بار این «ذلت» نرفت و «شهادت» را برگزید.

بر این اساس امام حسین علیه‌السلام در ابتدای فعالیت خود (هجرت از مدینه به مکه) برای بیعت نکردن کوشش نمود. در مرحله دوم، با دعوت کوفیان، اوضاع آن‌جا را بررسی کرد. با نامه مساعد مسلم و ناامن شدن مکه، راهی کوفه شد. به کوفه رفتن در این شرایط و با توجه به نامه مسلم و دعوت اهل آن‌جا، چه تفسیری دارد؟ ایشان در مسیر به کوفه دو نامه – اقلا – می‌فرستند. در میانه راه و با اطلاع از شهادت فرستادگان خود و تغییر اوضاع کوفه، به راه خود ادامه می‌دهد. در مرحله سوم و با برخورد با لشکر حر، پیشنهاد مراجعت یا مقصد دیگری را مطرح می‌کند. سرانجام در کربلا متوقف شده، با آمدن لشکرهای دشمن، ضمن مذاکره‌هایی با فرستاده آنان، چندین بار از بازگشتن یا به جای دیگری رفتن سخن می‌گوید. در مرحله پایانی و در حالی که طرف مقابل هیچ‌یک از پیشنهادهادی امام را نپذیرفته و تنها گزینه پیش‌ روی ایشان را «تسلیم» حاکم ۳۳ ساله کوفه شدن قرار می‌دهد، امام «شهادت» را برمی‌گزیند. (۲۱۹-۲۲۰).


شناسنامه کتاب: احسان بروجردی، «عاشورا، انگاره‌ها و انگیزه‌ها»، تهران: نگاه معاصر، چاپ یکم، ۱۳۹۹، بها: ۴۶ هزار تومان.




منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما