باران تشنه؛ خاطرات آزاده جانباز، احمد شیدا
جنگ ایران و عراق و ادبیات دفاع مقدس

باران تشنه؛ خاطرات آزاده جانباز، احمد شیدا

کتاب «باران تشنه» از تشنگی خانواده‌ها می‌گوید در قحط فرزندانی دورافتاده از وطن. از قاب عکس‌های خالی، از انتظار خواهرانی که برادر ندیده‌اند، اما انتظارش را هر روز در چشمان خیس پدر و مادر، در کمر‌های تاشده‌شان و در لابلای مو‌های تازه سفیدشده‌شان می‌بینند و حس می‌کنند.

باران تشنه؛ خاطرات آزاده جانباز، احمد شیدا

کتابان: «باران تشنه» از تشنگی خانواده‌ها می‌گوید در قحط فرزندانی دورافتاده از وطن. از قاب عکس‌های خالی، از انتظار خواهرانی که برادر ندیده‌اند، اما انتظارش را هر روز در چشمان خیس پدر و مادر، در کمر‌های تاشده‌شان و در لابلای مو‌های تازه سفیدشده‌شان می‌بینند و حس می‌کنند.

مریم شیدا یکی از این خواهران است که درد سال‌ها دوری خانواده از برادرش را، به دست کلمات سپرده و کتابی نگاشته که قهرمان داستانش احمد، برادر اوست.


برشی از کتاب:

وقتی نمی‌تونی یه سینه‌خیز ساده بری چطور می‌خوای بری جبهه دم توپ و تانک...

حرفش رگ غیرتم را جوش آورد. دوست نداشتم کسی به خاطر آن‌چه هستم شماتتم کند. من می‌خواستم بهترین باشم. قدرتی توی بدنم انداختم و اراده‌ام را جزم کردم تا بروم. رفتم هر چند خار‌ها حسابی گوشت تنم را می‌سوزاند.

عرق از سر و رویم می‌ریخت که برگشتم. حالا نوبت غلت خوردن بود. اولین غلت را که زدم و تمام بدنم با خار‌ها نوازش شدند، یک‌آن از این‌که به آن‌جا آمدم پشیمان شدم.


شناسنامه: مریم شیدا، باران تشنه، تهران: روایت فتح، چاپ نخست، ۱۴۰۰.


پدیدآورندگان

مریم شیدا

مریم شیدا

نویسنده

اطلاعات کلی

  • تاریخ انتشار: 1400
  • نسخه (های) موجود: کاغذی
  • گروه مخاطبان: جوان-میانسال-کهنسال
  • ناشر: روایت فتح
  • جلد اول این کتاب:
  • نوبت چاپ: 1
  • شمارگان:‌
  • شابک:

منابع و مآخذ

ارجاع به این کتاب

فهرست مطالب