زنان زائر می‌خواستند قاتل ناصرالدین‌شاه را پاره‌پاره کنند

  • قاتل پس از تیر زدن شاه، تیر دوم را می‌خواسته است به صدراعظم شلیک کند ولی پیش‌خدمت‌ها و زائرین علی‌الخصوص زن‌ها که اطراف شاه بودند قاتل را گرفته و به زمین زدند... زن‌های زائر می‌خواسته‌اند جانی را پاره پاره کنند و با چنان خشمی به روی وی ریختند که صدراعظم قوی‌هیکل و چند نفر باقی‌مانده از ملتزمین شاه به منظور حفظ قاتل جهت بازپرسی به زحمت موفق شده‌اند او را از چنگ زنان نجاب بخشند و در این کشمکش زن‌ها هر دو دست صدراعظم را با چنگال‌های خود به سختی مجروح نموده‌اند. جانی را دستگیر و با کالسکه به دربار آورده‌اند
تاریخ: ۱۴۰۱/۰۴/۱۱ | شماره خبر: 7682

«خاطرات کلنل کاساگوفسکی»؛ فرمانده‌ي بریگاد قزاق درباره‌ی اوضاع سیاسی اجتماعی ایران بین سال‌های ۱۲۷۴ تا ۱۲۷۶ خورشیدی پس از ۴۶ سال در ایران به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار توسط انتشارات اساطیر تجدید چاپ شد. دفتر خاطرات تهران کاساگوفسکی عبارت از چهار کارتن بوده که از ششم فوریه‌ي ۱۸۹۶ برابر با ۱۷ بهمن ۱۲۷۴ [قتل ناصرالدین‌شاه ۱۲ اردی‌بهشت ۱۲۷۵] یعنی سه ماه پیش از ترور ناصرالدین‌شاه قاجار توسط میرزا رضا کرمانی آغاز می‌شود و تا دو سال بعد یعنی ۳۱ شهریور ۱۲۷۶ ادامه پیدا می‌کند.

این کتاب برای نخستین بار در دی‌ماه ۱۳۴۴ با ترجمه‌ی عباسقلی جلی از روسی به فارسی برگردانده و در ۲۴۲ صفحه در قطع جیبی در مجموعه‌کتاب‌های سیمرغ بنگاه انتشارات امیرکبیر منتشر می‌شود.

چهار ماه پس از این نخستین انتشار، حسین محبوبی پژوهشگر فقید تاریخ ایران در اردی‌‌بهشت ۱۳۴۵ در مجله‌ی راهنمای کتاب (سال نهم صص ۴۴ تا ۵۱) نقدی بر این کتاب می‌نویسد و ایرادهای پرشماری از کتاب بیان می‌کند. مترجم نیز در دفاعیه‌ای از خود که در صفحه‌ی ۳۶۷ همان مجله البته در شماره‌ی شهرویر ماه آن سال منتشر می‌شود با سپاس از ناقد بیش‌تر نقدها را می‌پذیرد. با این همه کتاب با استقبال اهالی تاریخ قرار می‌گیرد و شمارگان آن به زودی تمام می‌شود تا این‌که ناشر در سال ۱۳۵۵ چاپ دوم کتاب را با تغییراتی منتشر می‌کند. از جمله تغییرات از این قرار بود که قطع کتاب از جیبی به رقعی تغییر می‌کند و به آخر کتاب فهرست اعلام افزوده می‌شود.

چاپ دوم کتاب هم به سرعت برق و باد فروش می‌رود و به زودی نایاب می‌شود. تا این‌که امسال، ۱۴۰۱، پس از گذشت ۴۶ سال انتشارات اساطیر تصمیم به چاپ مجدد این کتاب می‌گیرد. ویژگی‌های این چاپ تازه از این قرار است:

۱. کتاب از نو و به شیوه‌ی امروزی حروف‌چینی و تدوین شده است.

۲. متن نقد مرحوم استاد حسین محبوبی اردکانی را که در مجله‌ی راهنمای کتاب سال نهم شماره‌ی ۱ (اردی‌بهشت ۱۳۴۵) صفحات ۴۴ تا ۵۱ آمده بود به طور کامل در ابتدای کتاب آورده شده،

۳. پاسخ مختصر مترجم که در شماره‌ی سوم سال نهم (شهریور ۱۳۴۵) مجله‌ی راهنمای کتاب و در صفحه‌ی ۳۶۷ تحت عنوان «دفاع» آمده بود نیز پس از نقد مرحوم اردکانی آورده شده است.

۴- سخن ناظر چاپ دوم نیز آورده شده.

۵. غلط‌های چاپی گرفته شده است،

۶. برخی مطالب که عنوان نداشته، به آن‌ها عنوان افزوده شده است.

۷. در ابتدای کتاب فهرست مطالب آورده شده که در دو چاپ پیشین آن نبوده است.

۸. نمایه‌ی کتاب جامع‌تر از نمایه‌ی چاپ دوم استخراج و به آخر آن افزوده شده است.


درباره‌ی محتوا

خاطرات کاساگوفسکی دریایی از اطلاعات گوناگون تاریخی، سیاسی، اجتماعی، جغرافیایی و اقتصادی دوره‌ی حضور او در ایران بوده و روابط طبقات اجتماعی و چند و چون اعمالِ عمالِ پیدا و پنهان روسیه در ایران برای رسیدن به اهداف خاص روسیه‌ي تزاری و رقابت‌ها و رفاقت‌های روسیه و انگلیس بر علیه دولت و ملت ایران از نگاه اوست.


شرح واقعه‌ی ترور ناصرالدین‌شاه

یکی از وقایع مهمی که در دوره‌ی حضور کاساگوفسکی در ایران روی می‌دهد، ترور ناصرالدین‌شاه به دست میرزا رضا کرمانی در حرم حضرت عبدالعظیم در دوازدهم اردی‌بهشت‌ماه ۱۲۷۵ است. بلافاصله پس از ترور سلطان صاحبقران امین‌السلطان، صدراعظم وقت،  برای جلوگیری از آشوب جنرال غلامحسین‌خان را به نزد کاساگوفسکی می‌فرستد که برای جلوگیری از اغتشاش امنیت شهر را به عهده گیرد اما بنا بر مصلحت تاکید می‌کند که شاه حالش چندان وخیم نیست. کاساگافوسکی برای توجیه حضور پرشمار قزاقان در سطح شهر فورا چاره‌‌ای می‌اندیشد، این‌که اعلام کند سفیرکبیر عثمانی که قرار بوده چند روز قبل به تهران وارد شود ساعتی دیگر وارد می‌شود و چون شاه و وزرا در شهر نیستند او با قشونش به استقبال سفیر خواهند رفت. اعلامیه به این شرح بود:

«به اطلاع عامه برسانید که سفیرکبیر دولت عثمانی که قرار بود چند روز دیگر به تهران وارد گردد، بر خلاف انتظار ساعتی بعد به تهران وارد خواهد شد. نظر به این‌که در حال حاضر در شهر تهران نفرات قشونی آماده برای استقبال حضرت اشرف منیف پاشا، سفیرکبیر عثمانی وجود ندارد، لذا اعلیحضرت همایونی چنین مقرر فرمودند که به فوریت کلیه‌ی نفرات قزاق‌خانه را که به من سپرده شده است، جمع‌آوری کرده و با توپخانه و موزیک و تحت ریاست شخص این‌جانب فی‌الفور به استقبال سفیرکبیر بشتابم.» ص ۵۷


گلوله درست به قلب شاه اصابت کرده

کاساگوفسکی حین این‌که اعلامیه یا به قول خود امریه را به امیرتومان مارتیروس رئیس بریگاد قزاق دیکته می‌کند، گزارش ماوقع را نیز برای سفارت روس می‌فرستد و پس از ارسال گزارش تا موقع جمع‌آوری همه‌ی نفرات قزاق از چهار گوشه‌ی شهر خودش رهسپار قصر سلطنتی (کاخ گلستان) می‌شود. می‌نویسد:

«وقتی رسیدم شاه را به تهران آورده بودند. معلوم شد که جنرال پیش‌خدمت، فقط چند دقیقه جلوتر از شاه به نزد من رسیده و شاه را نیز بلافاصله در کالسکه به تاخت به شهر آورده‌اند. هرچه به قصر نزدیک‌تر می‌شدم آشفتگی و اضطراب بیش‌تر محسوس می‌گردید. نه فقط دروازه‌ی ارک، بلکه درهای ورودی به قصر نیز نگهبان نداشت. در دقایق اول، حراست دربار فقط به عهده‌ي قراولان داخلی فوج مازندران (سوادکوه) و نزدیکان صدراعظم بود! پس از من اسکادران مختلط قزاق سر رسید که از نفرات همه‌ی قسمت‌ها که زودتر آماده شده بودند تشکیل شده بود. قسمتی از اسکادران را بلافاصله برای حراست سفارت امپراطوری روس در صورت بروز اغتشاشات اعزام نمودم. سپس صاحب‌منصبان ارشد دولتی، یکی پس از دیگری به دربار جمع شدند. از نمایندگان سفارتخانه‌های خارجی اولین کس مترجم سفارت انگلیس به معیت پزشک انگلیسی دکتر اسکالی سر رسید. به موجب دومین دستور قطعی صدراعظم کلیه‌ي درهای ورودی حیاط‌های وسیع و عمارات سلطنتی را محکم بسته و قفل نمودند. به استثنای تنها در ورودی جنوبی قصر که آن هم فقط به حیاط بیرونی که تالار سلام و تخت مرمر نادری در آن‌جا قرار دارد. به دومین حیاط بیرونی که بنای هیأت وزرا و قسمتی از وزارت خارجه و مسکن حاجب‌الدوله (رئیس‌فراشخانه یا رئیس‌پلیس داخلی دربار) قرار دارد و به وسیله‌ی در محکم و مشبکی از اولین حیاط دربار جدا شده است، کسی اجازه‌ي ورود نداشت، مگر به دستور شخص صدراعظم و برادران وی یعنی امین‌الملک و صاحب‌جمع.» صص ۵۸ و ۵۹

کاساگوفسکی سپس رویارویی‌اش با صدراعظم و کشف ماجرا را این‌طور شرح می‌دهد:

«صدراعظم به محض این‌که چشمش به من افتاد مرا به کناری کشیده شخصا ضمن دادن تعلیمات لازم امر نمود که حفاظت شهر را به عهده بگیرم. اما حفاظت ارک کماکان به عهده‌ي سردار اکرم واگذار گردید. در ضمن این مذاکرات با صدراعظم که در این دقایق وحشت‌بار تمامی ابهت و متانت و حضور ذهن همیشگی خود را به نحو اعجاب‌آوری حفظ کرده بود، نایب‌السلطنه وزیر جنگ با سیمایی متوحش، پریده‌رنگ و حالتی خراب و چشمانی سرگردان و تاثرآور از اندرون خارج گردید و در صحبت بر من پیشی جسته گفت: "وحشت‌آور است، درست به قلب اصابت کرده!"» ص ۶۰


زنان زائر می‌خواستند قاتل را پاره پاره کنند

کاساگوفسکی بر اساس شنیده‌هایش از لحظه‌ی ترور شاه در حرم عبدالعظیم روایت جالبی هم از واکنش زنان زائر دارد. او می‌نویسد:

«قاتل پس از تیر زدن شاه، تیر دوم را می‌خواسته است به صدراعظم شلیک کند ولی پیش‌خدمت‌ها و زائرین علی‌الخصوص زن‌ها که اطراف شاه بودند قاتل را گرفته و به زمین زدند و یکی از پیش‌خدمت‌ها (معین‌الدوله) به زحمت زیاد حتی با به کار بردن دندان‌ها رولور را از چنگ وی گرفته به طرفی پرتاب می‌کند. زن‌های زائر می‌خواسته‌اند جانی را پاره پاره کنند و با چنان خشمی به روی وی ریختند که صدراعظم قوی‌هیکل و چند نفر باقی‌مانده از ملتزمین شاه به منظور حفظ قاتل جهت بازپرسی به زحمت موفق شده‌اند او را از چنگ زنان نجاب بخشند و در این کشمکش زن‌ها هر دو دست صدراعظم را با چنگال‌های خود به سختی مجروح نموده‌اند. جانی را دستگیر و با کالسکه به دربار آورده‌اند.» صص ۶۲ و ۶۳


شناسنامه: ولادیمیر کاساگوفسکی، «خاطرات کلنل کاساگوفسکی؛ اوضاع سیاسی و اجتماعی ایران از ۱۸۹۶ تا ۱۸۹۸»، ترجمه‌ی عباسقلی جلی، به اهتمام عبدالکریم جربزه‌دار، تهران: اساطیر، چاپ نخست [این نشر]: ۱۴۰۱، بها: ۱۲۵ هزار تومان.


معرفی این کتاب را در آپارات تماشا کنید:
منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما