سردار گیله‌مردان

«سردار گیله‌مردان»، کوششی است برای ثبت سوگواری‌های مردم گیلان در عزای سردار سلیمانی. پژوهش این اثر را فاطمه آقایی و زینب کریمی انجام داده‌اند و تدوین آن توسط نرجس توکلی لشکاجانی انجام شده است.

سردار گیله‌مردان

کتابان: «سردار گیله‌مردان»، کوششی است برای ثبت سوگواری‌های مردم گیلان در عزای سردار سلیمانی. پژوهش این اثر را فاطمه آقایی و زینب کریمی انجام داده‌اند و تدوین آن توسط نرجس توکلی لشکاجانی انجام شده است.


بخشی از مقدمه‌ی کتاب

کلمه‌ی «سردار» برای گیلان و گیلانی، به هیچ وجه واژه غریبی نبوده و نیست. در حافظه‌ی تاریخی هر گیلانی، نام سردار، مشحون از قهرمانی و جوانمردی و غیرت بزرگ‌مردی است که در برابر بزرگ‌ترین ابرقدرت‌ها ایستاد و به شهادت رسید: میرزا کوچک‌خان جنگلی.

با وجود گذشت صد سال از شهادت میرزا، هنوز هم می‌توان داستان‌های قهرمانانه‌ی او در برابر تجاوز شوروی را از زبان قدیمی‌های گیلان شنید. هنوز هم نوای حزن‌انگیز گیلک‌زنان غیور را می‌توان شنید که در سوگ این بزرگ‌مرد تاریخ، ناله و فغان سر می‌دهند، او را برادر خطاب می‌کنند؛ در دل، قربان صدقه‌اش می‌روند و از نهایت ایثار و از خودگذشتگی‌اش که سایه‌ی امنی برای مردم فراهم کرد، قدردانی می‌کنند.

پس از گذشت حدود یک قرن از شهادت سردار جنگل، بار دیگر این واژه در افواه مردم جاری و ساری شده بود. سال ۱۳۹۵ بود. در کوچه و بازار نام سردار روی زبان‌ها می‌چرخید؛ سرداری که قرار بود بیاید و جان دوباره‌ای به دل‌های مردم شهر ببخشد؛ گویی سردار جنگل زنده شده بود و بار دیگر در کالبد سرداری از دیار کویر به آغوش گیلان باز می‌گشت. برگزارکنندگان همایش که می‌دانستند سردار پرمشغله است و ممکن است دعوت‌شان را رد کند، دست به ابتکار جالبی زده بودند؛ آن‌ها با هماهنگی با خانواده شهدا، دعوت‌نامه را از زبان مادران شهدای گیلان نوشته و از آنان خواسته بودند پای دعوت‌نامه را امضاء کنند.

این ابتکار عمل جالب، کار خودش را کرد. دل سردار دل‌ها که شیفته‌ی شهدا و ارادتمند خانواده‌های‌شان بود، لرزاند و پشت تریبون همایش رساند؛ همایشی بی‌نظیر که به گفته‌ی سردار، هیچ وقت و هیچ کجای دیگر تکرار نشد. جملات سردار نیز نشان از معنویت حاکم بر فضای آن داشت. از جمله این‌که ایشان در آن همایش گفت: «من حضور شهدا را در این جمع احساس می‌کنم...»

در حاشیه‌ی همین همایش هم بود که سردار در جمع رزمندگان گیلانی فاتح نبل و الزهرا و برای قدردانی از این حرکت و جهاد عظیم، انگشترش را به فرمانده‌ی گیلانی‌ها، سردار حق‌بین، داد و گفت: «من افتخار می‌کنم که رشتی هستم؛ آن رشتی که ما دیدیم و شناختیم.» بعد از آن بود که به گفته‌ی سردار حق‌بین، سردار سلیمانی نذر کرده بود تا وقتی که زنده است، روزی پنج تا صلوات برای گیلانی‌ها بفرستد.


علاقه‌مندان می توانند این کتاب را علاوه بر کتابفروشی ها، از صفحات مجازی ناشر @raheyarpub و سایت vaketab.ir تهیه کنند.


شناسنامه: فاطمه آقایی و زینب کریمی، «سردار گیله‌مردان»، تهران: راه یار، چاپ نخست، ۱۴۰۰، بها: ۳۰ هزار تومان.


پدیدآورندگان

اطلاعات کلی

منابع و مآخذ

ارجاع به این کتاب

فهرست مطالب