سند و مدرکی برای اصالت بیش‌تر مقابر انبیای بنی‌اسرائیل در ایران وجود ندارد

  • مولف کتاب: مقبره‌ی حضرت دانیال در شوش، حضرت حیقوق در تویسرکان، حضرت مردخای در همدان و حضرت خالد‌بن‌سنان در ترکمن‌صحرا، مقابری هستند که دلایل بیش‌تری بر صحت انتساب‌شان وجود داشت. مثلاً اکثر منابع گفته‌اند که حضرت دانیال را دربار پذیرفته بود و ایشان در شوش زندگی می‌کردند و در همان شوش فوت کردند؛ البته اقوال دیگری هم هست، ولی اکثریت همین را می‌گویند؛ اما بیش‌تر مقابر موجود در ایران، اگر نگوییم که این انتسابات کاملاً مردود است، اما می‌توان گفت که سند و مدرک تار یخی برای پذیرش آن یافت نشده ‌است.
تاریخ: ۱۴۰۱/۰۲/۱۷ | شماره خبر: 7444

به گزارش کتابان، نشست معرفی کتاب «مقابر؛ تحقیقی پیرامون مقابر انبیاء بنی‌اسرائیل در ایران به انضمام سایر مقابر موجود» عصر پنج‌شنبه، پانزدهم اردیبهشت، از صفحه‌ی ناشر کتاب، شرکت چاپ و نشر بین‌الملل، در فضای مجازی برگزار شد. در پی فرازهایی از سخنان ایرادشده در این مراسم را می‌خوانید:


اهمیت کار خانم غنی این است که تحقیقات در این زمینه را شروع کرده ‌است

محمدحسین رجبی دوانی، مورخ و پژوهشگر تاریخ اسلام و عضو هیأت‌علمی دانشگاه امام‌حسین علیه‌السلام: به‌رغم این‌که در کشور مقابر زیادی منسوب به امامزاده‌ها و پیامبران الهی وجود دارد، اما کار تحقیقی جامعی صورت نگرفته ‌است؛ البته کار موردی انجام شده، اما به صورت جامع خیر. متولیان امر هم به قبول مردم و روی آوردن آنان به این قبور بسنده کرده‌اند. مثلاً به نام محمد حنفیه، فرزند امیرالمؤمنین علی علیه‌السلام در شمال کشور و جنوب کشور مقبره وجود دارد، حال آن‌که او اصلاً از سرزمین حجاز خارج نشده و توسط عبدالله‌بن‌زبیر به کوه رضوی تبعید و در آنجا دفن شده ‌است. یا در استان لرستان، شهرستان الیگودرز، قبری هست منسوب به ابراهیم‌بن‌مالک اشتر، در حالی که ابراهیم در ناحیه‌ای به نام مزار در عراق، توسط بنی‌امیه سرش بریده و جسدش سوزانده شده‌است. حتی انتساب مقبره‌ای به او در عراق هم درست نیست. اهمیت کار خانم غنی این است که تحقیقات در این زمینه را شروع کرده ‌است. برای کسانی که می‌خواهند پیرامون این موضوع تحقیق کنند، کار ایشان می‌تواند مورد استفاده قرار بگیرد.

جا دارد سازمان اوقاف با هم‌کاری مؤلف این کتاب، کار ارزشمندی را درباره‌ی سایر اماکن مقدس، از جمله امامزاده‌ها انجام دهد و از نظر علمی و سندی اصالت این اماکن را مشخص کنند؛ زیرا ما می‌دانیم پس از رسمیت یافتن مذهب تشیع در عصر صفوی، کارهای خطایی هم صورت گرفت و برخی با سوء‌استفاده از احترام شاهان صفوی به ارزش‌های دینی و هزینه کردن‌شان برای این ارزش‌ها، اماکنی را به غلط به اولیای الهی منسوب کردند تا از دولت صفوی بودجه‌ای بگیرند. البته این موارد زیاد نیست، اما مشخص کردن‌شان ارزشمند است. در برخی موارد هم ممکن است فرد صالحی مدفون باشد که به علت تشابه اسمی با یک امامزاده اشتباه گرفته شده باشد. در عین احترام به احساسات و توسلات مردم، اما من فکر می‌کنم برای خود مردم هم مهم است که بدانند چه جاهایی اصالت دارد تا به آن‌جا توجه بیش‌تری کنند و چه جاهایی اصالت ندارد تا دیگر به آن توجه نداشته باشند. باید از کارهایی که باورهای مردم را تقویت می‌کند و از بروز خرافات جلوگیری می‌کند، استقبال کرد و کار خانم غنی در همین راستا بوده ‌است.

[با اشاره به سخن منتقدی که این کتاب را صرفاً گردآوری اطلاعات دانسته بود] اگر کسی این کتاب را مطالعه کند، نه این‌که فقط به عنوان و فهرست کتاب اکتفا کند، درخواهد یافت که یک تحقیق ارزشمندی صورت گرفته ‌است و صرفاً جمع‌آوری نیست. هر چند جمع‌آوری اطلاعات پیرامون قبور منسوب به انبیای بنی‌اسرائیل در ایران، خود کار ارزشمندی است، ولی خانم غنی در این ارتباط تحقیق کرده‌اند و اثبات کرده‌اند بسیاری از این انتسابات نمی‌تواند واقعیت داشته باشد. بنابراین بی‌انصافی است که نخوانده بخواهیم ارزش یک کار را پایین آوریم و بگوییم صرفاً جمع‌آوری است و کار تحقیقی صورت نگرفته ‌است.


اکثریت پیامبران بنی‌اسرائیل در فلسطین و اردن بودند، چرا باید قبرشان در ایران باشد؟

یاسمن غنی کاخکی، مؤلف کتاب: سال‌ها پیش در بازدید از قبرستان تخت‌فولاد، مقبره‌ای دیدم که منسوب بود به حضرت یوشع‌بن‌نون. همان موقع مطالعاتی در باب قرآن و کتاب مقدس هم داشتم. در تورات، در سفر اعداد خوانده بودم که حضرت موسی قوم یهود را به حضرت یوشع سپرد و حضرت یوشع آن قوم را وارد سرزمین مقدس کرد. برایم سوال بود که ایشان چطور ‌با آن همه مسافت به اصفهان آمده ‌بودند. این در ذهنم بود تا این‌که مطلبی را در روزنامه‌ی شرق، مورخ ۱۱ اسفند ۹۰، با این عنوان دیدم: «کوروش پیامبران را به ایران آورد» در آن مطلب به نقل از سازمان اوقاف ذکر شده بود که ۳۳ مقبره از انبیای بنی‌اسرائیل در ایران است. این مطلب ایراد داشت؛ زیرا با توجه به عنوان، همه‌ی این پیامبران باید با کوروش هم‌دوره می‌بودند، اما چنین چیزی نبوده ‌است. ضمناً در آن فهرست برای برخی پیامبران چند مقبره ذکر شده بود. این‌ها در گوشه‌ی ذهنم بود تا این‌که در مقطع ارشد به لطف اساتیدم، دکتر فروزان و دکتر رجبی دوانی توانستم این کار را به سرانجام برسانم. هدف من هم در درجه‌ی اول شناسایی مقابر بود؛ این‌که چه مقابری وجود دارند؛ آیا باید به همین فهرست‌های سازمان اوقاف اکتفا کرد یا ممکن است مقابر دیگری هم وجود داشته باشد؛ و بعد از شناسایی هم هدفم معرفی این مقابر بود.

با توجه به این‌که اکثریت پیامبران بنی‌اسرائیل در فلسطین و اردن بودند، چرا باید قبرشان در ایران باشد؟ چه دلیلی دارد؟ اصلاً کِی وارد ایران شدند؟ در واقع بعداً کنجکاو شدم که آیا این مقبره‌ها اصالت دارند یا خیر.

این مقبره‌ها در ۱۵ استان کشور پراکنده هستند و من به عنوان پایان‌نامه‌ی دانشجویی، این امکان را نداشتم که بازدید میدانی انجام دهم و هیچ ارگانی هم حمایتی نکرد، از طرفی شرایط کرونایی هم بر کشور حاکم بود. در این شرایط فقط امکان مطالعه‌ی کتابخانه‌ای بود. در ابتدا من مطالعه را به قرآن و کتاب مقدس معطوف کردم. کتاب مقدس بر خلاف قرآن اطلاعات تاریخی و جغرافیایی زیادی دارد و نام افراد و مکان‌ها در آن زیاد به کار رفته ‌است و این اطلاعات برای کار من مناسب بود و برای شرح احوال پیامبرانی که در فهرست سازمان اوقاف نام‌شان برده شده بود، در درجه‌ی اول از کتاب مقدس استفاده کردم. بر اساس داستان این پیامبران شجره‌نامه‌ی آن بزرگواران را هم استخراج کردم که در بخش آخر کتاب ضمیمه شده‌است. در مورد اصالت مقبره‌ها هم مسئولان سازمان اوقاف می‌گفتند اولین بار است که ما شنیدیم کسی اصالت این مقابر برایش مسئله باشد و بخواهد برایش تحقیق کند. خودشان هم اطلاعات زیادی نداشتند. آن‌ها چهار فهرست متفاوت از مقابر پیامبران مدفون در ایران به من ارائه دادند: یکی حاوی ۶۳، یکی ۴۳، یکی ۳۹ و یکی ۲۸ تا. این فهرست‌ها را خودم شروع کردم به بررسی کردن. البته در روند کار مسئولان واقعاً هم‌کاری کردند که من از آن‌ها تشکر می‌کنم.

از نظر آکادمیک تا کنون هیچ تحقیقی صورت نگرفته‌است؛ نه پایان‌نامه و نه مقاله؛ اما کتاب‌هایی که جسته و گریخته به این موضوع اشاره داشته باشد، موجودند؛ از جمله: «جغرافیای تاریخی قصص قرآن» از آیت‌الله بی‌آزار شیرازی، «پژوهشی در زندگانی پیامبران در ایران» نوشته‌ی ولی‌الله فوزی تویسرکانی و «دایره‌المعارف بقاع متبرکه» از محمدمهدی فقیه بحرالعلوم. سایت مزارات هم منبع دیگر این تحقیق بود.

به نظر من در مسائل تاریخی نمی‌توان با قطعیت سخن گفت؛ اما مقبره‌ی حضرت دانیال در شوش، حضرت حیقوق در تویسرکان، حضرت مردخای در همدان و حضرت خالد‌بن‌سنان در ترکمن‌صحرا، مقابری هستند که دلایل بیش‌تری بر صحت انتساب‌شان وجود داشت. مثلاً اکثر منابع گفته‌اند که حضرت دانیال را دربار پذیرفته بود و ایشان در شوش زندگی می‌کردند و در همان شوش فوت کردند؛ البته اقوال دیگری هم هست، ولی اکثریت همین را می‌گویند؛ اما بیش‌تر مقابر موجود در ایران، اگر نگوییم که این انتسابات کاملاً مردود است، اما می‌توان گفت که سند و مدرک تار یخی برای پذیرش آن یافت نشده ‌است.

برای تکمیل این تحقیق باید بازدیدهای میدانی انجام شود و ان‌شاءالله در چاپ‌های بعدی کتاب نقشه‌های جغرافیایی از محل زندگی و سیر مهاجرت‌های هر پیامبر هم ضمیمه خواهد شد.


شناسنامه: یاسمن غنی کاخکی، «مقابر؛ تحقیقی پیرامون مقابر انبیاء بنی‌اسرائیل در ایران به انضمام سایر مقابر موجود»؛ تهران: چاپ و نشر بین‌الملل، چاپ نخست، ۱۴۰۰، بها: ۵۸ هزار تومان.


منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما