درون‌مایه‌ی این اثر را توسل تشکیل می‌دهد

«من و آقای همسایه» نوشته‌ی علیرضا متولی

  • «من و آقای همسایه» داستان دختری به نام افسانه است. او هفده‌ساله است و پدرش را به دلیل بیماری از دست می‌دهد. بعد از فوت پدر، زندگی افسانه دچار تلاطم می‌شود؛ مشکلات اقتصادی زندگی از یک سو و فشارهای معاون سخت‌گیر مدرسه از سوی دیگر به او فشار می‌آورد. افسانه برادری بی‌خیال دارد که دانشجوست و درآمدی ندارد. مادر افسانه عزادار همسرش است. در این بین افسانه تصمیم می‌گیرد تا روی پای خودش بایستد و در اولین قدم بعد از این تصمیم با ممانعت معاون سخت‌گیر مدرسه مواجه می‌شود و این ماجرا بر درگیری‌های میان او و معاون مدرسه دامن می‌زند. از طرفی دایی‌افسانه، او را برای پسرش خواستگاری کرده و جواب رد شنیده است، اما حالا که تنگ‌دستی به خانواده‌ی افسانه فشار آورده فکر می‌کند می‌تواند با وام‌دار کردن خانواده‌ی افسانه، او را وادار به این وصلت ناخواسته کند. در میان این مشکلات نور چشمک‌زن مناره‌ی مسجد خواب را از افسانه گرفته است.
تاریخ: ۱۴۰۱/۰۵/۰۳ | شماره خبر: 1215 | نویسنده: رامونا میرحاجیان مقدم

کتابان: شاید اگر کسی از پنجره آن طرف خیابان او را ببیند با خودش گفته باشد: «چه دختر دیوانه‌ای! یک قلوه سنگ را با خود می‌کشاند!» شاید هم مزه‌ی این دیوانگی‌ها را درک کند یا حتی لبخند بزند، شاید هم با او همراهی کند ولی قطعا هیچ‌کدام از آن‌ها نمی‌دانند در دل و فکر این دختر چه می‌گذرد... دختری که هرچه خواسته در خیالش خریده و هر لباسی که دوست داشته در توهماتش پوشیده، کسی چه می‌داند در دل دختری که پدرش در انتظار کلیه‌ی پیوندی جان داده، چه می‌گذرد. آن هم پدری که رنجش را با آزادی دخترش تاخت زده است. دختری که از روشنی چراغ مسجد در عذاب است و هم‌زمان دلش برای روشنی مناره‌ها تنگ می‌شود. دختری که در سرش هزار سوال و شبهه است و در دلش آتش عشق به پا شده است. دختری که در تلاش است در هجوم مشکلات، راه درست زندگی را بیابد و از  تعلیق میان زمین و آسمان رهایی یابد. «من و آقای همسایه» داستان این دختر نوجوان است.


خلاصه‌ی داستان

من و آقای همسایه داستان دختری به نام افسانه است. او هفده‌ساله است و پدرش را به دلیل بیماری از دست می‌دهد. بعد از فوت پدر، زندگی افسانه دچار تلاطم می‌شود؛ مشکلات اقتصادی زندگی از یک سو و فشارهای معاون سخت‌گیر مدرسه از سوی دیگر به او فشار می‌آورد. افسانه برادری بی‌خیال دارد که دانشجوست و درآمدی ندارد. مادر افسانه عزادار همسرش است. در این بین افسانه تصمیم می‌گیرد تا روی پای خودش بایستد و در اولین قدم بعد از این تصمیم با ممانعت معاون سخت‌گیر مدرسه مواجه می‌شود و این ماجرا بر درگیری‌های میان او و معاون مدرسه دامن می‌زند. از طرفی دایی‌افسانه، او را برای پسرش خواستگاری کرده و جواب رد شنیده است، اما حالا که تنگ‌دستی به خانواده‌ی افسانه فشار آورده فکر می‌کند می‌تواند با وام‌دار کردن خانواده‌ی افسانه، او را وادار به این وصلت ناخواسته کند. در میان این مشکلات نور چشمک‌زن مناره‌ی مسجد خواب را از افسانه گرفته است. و او در جدال با مشکلاتش با انواع شبهات اعتقادی مواجه می‌شود. فشار اقتصادی هر روز بر افسانه بیش‌تر می‌شود و او تصمیم می‌گیرد در مقابل این مشکلات بایستد. در اولین قدم به روحانی مسجد اعتراض می‌کند، روابط را در مدرسه تقویت می‌کند و دوستان تازه‌ای می‌یابد. در این بین افسانه عاشق هم می‌شود، عاشق پسری به نام امین که به مسجد رفت و آمد دارد. با وجود تمام این مشکلات افسانه احساس می‌کند که کسی پنهانی به او کمک می‌کند. او ناجی خود را نمی‌بیند ولی نامش را آقای همسایه می‌گذارد. مادر افسانه، خانم مدیر، امین و دوست افسانه به او کمک می‌کنند تا مسیر موفقیتش را بیابد. و او در مسیر شناخت آقای همسایه و موفقیت گام بر می‌دارد.


تحلیل داستان

درون‌مایه‌ی اثر را توسل تشکیل می‌دهد. شبهات در قالب گفت‌وگوها مطرح شده و پاسخ داده می‌شود. شبهات درباره‌ی توسل به امامان معصوم، اسراف، کمک به هم‌نوع، احترام به بزرگ‌ترها و... مطرح است. پی‌رنگ داستان به خدمت درون‌مایه آمده و تحول افراد در مسیر پاسخ به شبهات رخ داده است. نکات اخلاقی در خلال داستان ذکر شده و این اشاره‌ی غیرمستقیم در بطن رمان، خواننده را با خود همراه می‌کند. خویشتن‌داری، تعهد، وفاداری، احترام به والدین، گذشت و... از مفاهیم ارزشمند کتاب است. اشتباهات رایج در امر به معروف، مدیریت احساسات در رابطه میان دختر و پسر، از مسائل محتوایی قابل توجه در این کتاب است.

رمان با توجه به حدیثی از حضرت جوادالائمه (ع) پیش می‌رود، خانه‌ی افسانه نیز در مجاورت مسجدی با نام حضرت قرار دارد. اتفاقاتی که در بستر داستان رخ می‌دهد وقایع را به آن حدیث مرتبط می‌کند و افسانه، حضور معنوی حضرت را به واسطه همسایگی با مسجدی به همین نام حس می‌کند. در پایان گره‌گشایی داستان نیز از طریق مسجد است. از سوی دیگر مدرسه قرار است اردوی زیارتی به مقصد مشهد برای زیارت حضرت رضا (ع) برگزار کند. افسانه به این واسطه با کرامات حضرت رضا (ع) و فرزندشان حضرت جوادالائمه آشنا می‌شود.

نویسنده‌ی این داستان به جزئیات نیز توجه دارد، جزئیات به خدمت محتوا در آمده و ارتباط معناداری با یکدیگر دارند. به عنوان نمونه می‌توان از «نور» نام برد. نوری که از مناره‌ي مسجد می‌تابد، نوری که در دل افسانه روشن می‌شود، نوری که از مصادیق اسراف است و... یا درخت اقاقیا که در باد ایستاده و مصداق احساس‌های شخصیت اصلی داستان است. فضاپردازی و توضیح صحنه در این کتاب زنده است. توصیف مسجد، خانه‌ی افسانه، حیاط مدرسه، بازار ؛ تجسم عینی به خواننده می‌دهد. زمان رمان فصل پاییز است و مدت زمان آن کمتر از یک سال است. انتخاب فصل‌ها با حالات شخصیت‌ها هماهنگ است.

«من و آقای همسایه» چندین شخصیت اصلی و فرعی دارد. افسانه، مادر و برادرش، عطیه دوست افسانه، مدیر و معاون مدرسه، خاله‌ها و دایی افسانه از ابتدای داستان حضور دارند و چند شخصیت دیگر مانند امین و روحانی مسجد به داستان اضافه می‌شوند. شخصیت اصلی داستان دختر نوجوانی به نام افسانه است که شخصیت پویا دارد. در این داستان حالات نسبت داده شده و رفتار شخصیت‌های داستان با الگوی منطقی ارائه شده از هر شخصیت تطابق دارد. به عنوان مثال بی‌مسئولیتی برادر افسانه در مواجهه با مسائل نمایان است و در هر اتفاق به عنوان یک فرد بی‌تفاوت و بی‌مسئولیت رفتار می‌کند. این رفتار تا تحول شخصیت ادامه می‌یابد. نکته‌ی قابل توجه در این رمان سیر تحول شخصیت‌ها است. این سیر در یک ارتباط منطقی شکل می‌گیرد. نکته‌ی دیگر ارتباط میان شخصیت‌های این داستان است. ارتباط عاطفی میان افسانه و مادر و پدرش در چهارچوب یک خانواده‌ی ایرانی نمایش داده شده است. وفاداری مادر به همسر فوت‌شده و لزوم رعایت احترام به والدین در این اثر نشان داده شده است.

عنوان داستان، کوتاه و جالب توجه است و با این‌که ارتباط مستقیم با محتوا دارد پایان داستان را لو نمی‌دهد. پایان این کتاب، بسته است و مسیر حل مشکلات روال منطقی دارد به این ترتیب که از یک‌چهارم پایانی گره‌های داستان یکی پس از دیگری حل می‌شوند. نحوه‌ی حل مشکلات در قسمت‌های آغاز داستان زمینه‌سازی شده است.

تعداد شخصیت‌ها، پی‌رنگ داستان، اتفاقت و مسیر داستان، این اثر را در دسته‌ی رمان قرار می‌دهد. شخصیت اصلی داستان نوجوانی ۱۷ ساله است، دغدغه‌های نوجوانانه دارد .داستان، زبان ساده‌ای نیز دارد. لذا این رمان برای گروه سنی نوجوان و بالاتر مناسب است.


پدیدآورنده

این کتاب نوشته‌ی «علیرضا متولی» است. علیرضا متولی متولد ۱۳۴۴ تهران است. او نوشتن را از سال ۶۲ آغاز کرده و تاکنون حدود بیست داستان و رمان منتشر کرده است. متولی بیش از ۵۰۰ مقاله و جستار ادبی و داستان کوتاه و بلند در نشریات گوناگون کودک و نوجوان دارد و در جشنواره‌های کتاب دفاع مقدس،  کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان، حبیب غنی‌پور و پانزدهمین جشنواره‌ی کتاب رشد تقدیر شده است. علیرضا متولی از نویسندگان نزدیک به امیرحسین فردی است. توجه به معنویات و آموزش مهارت‌های زندگی از موضوعات مهم نوشته‌های این نویسنده است. او در رشته‌ی روان‌شناسی تحصیل کرده است.


شناسنامه: علیرضا متولی، «من و آقای همسایه»، مشهد: به‌نشر، چاپ نخست، آذر ۱۴۰۰، بها: ۴۵ هزار تومان.


منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما