تاملی بر تاریخ‌نویسی سازمان‌های چریکی در ایران؛

نگاهی به «چریک مجاهد خلق» محسن زال

  • نویسنده در این کتاب می‌کوشد رفتار و عملکرد جمعی و فردی در تشکیلات را بر خلاف سنت معمول حاکم بر فضای چپ‌زده، از زاویه‌ی اخلاقی و انسانی مورد بازخوانی و قضاوت دهد... کتاب مبتنی بر ده‌ها رفرنس و فیش در دسترس و در مواردی بسیاری دیده نشده در رابطه با مناسبات درون‌تشکیلاتی و هم‌چنین اسناد به‌جامانده از بازجویی‌های اعضای سازمان است... [از] کتاب «چریک مجاهد خلق» - از حیث رویکرد اسطوره‌زدایی به تاریخ مبارزات چریکی و زیرزمینی در ایران که البته معطوف به یک جریان خاص یعنی سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب می‌باشد - می‌توان از حیث دستیابی به منابع و مستندات اغلب کمتر دیده شده و در مواردی دیده‌نشده از آن دوران به کتابی قابل اعتنا تعبیر کرد.
تاریخ: ۱۴۰۰/۰۶/۲۷ | شماره خبر: 1200 | نویسنده: ابوالفضل نجیب

بسیاری بر این باورند که ریشه‌های انحراف و هم‌چنین تبدیل شدن سازمان مجاهدین قبل از انقلاب به یک فرقه‌ی تروریستی را می‌باید در شکل‌گیری این سازمان از اواسط دهه‌ی چهل ردیابی کرد. آن‌چه بر این باور اصرار می‌ورزد ناظر بر نوعیت نگاه بنیان‌گذاران به ایدئولوژی و ساحتی است که در آن انسان در مفهوم فردی و اجتماعی تفسیر و تبیین می‌شود. نگاهی که هویت جمعی را در مقایسه با هویت فردی ترجیح و آن را به آموزه‌های ایدئولوژیکی و مهم‌تر به نگاه هستی‌شناسانه درباره‌ي جهان و انسان و با توجیه جهان‌بینی علمی ارتقا می‌دهد. که البته زیربنای این نوع نگاه را می‌باید در تفسیر مادی و مارکسیستی از تاریخ و انسان و ایضا تلاش برای انطباق‌سازی این نگاه با آموزه‌های دینی تعمیم داد. آن‌چه به عنوان خروجی این اندیشه می‌توان اشاره کرد ناظر بر انسان‌هایی است که در هیبت چریک و رهبر و... بخشی از ذهنیت اسطوره‌گرای جامعه و تاریخ معاصر ما را اشغال کرده و به خود معطوف داشته است. محصولاتی که بر ساحت‌های تقدس‌گرایانه از مبارزه‌ی چریکی و به تعبیر امروزی متاثر از رسوبات رمانتیسم انقلابی بر ذهنیت تاریخی جامعه، هم‌چنان به مثابه الگوهایی برای ارزش‌گذاری صیانت و نگهبانی می‌شود. آن‌چه این نگاه را حداقل در نخستین سال‌های بعد از انقلاب تشدید و به تقدیس‌گرایی ارتقا داد، برساخت‌های ذهنی راویان برآمده از دل چنین مناسبات و به همان اندازه هنرمندانی بود که یا درگیر با این مناسبات و یا در هم‌سویی با این فضا چیزی از تشدید گفتمان تقدس‌گرایانه کم نگذاشتند.

آن‌چه اما در این میان مغفول ماند و هم‌چنان باقی مانده، نگاه واقع‌گرایانه به چنان اندیشه و هم‌زمان رها شدن از سیطره‌ي نگاهی است که هنوز تاب نقد و داوری درباره‌ي ایدئولوژی و به ‌طور واقعی محصولات انسانی آن اندیشه‌ها را ندارد. این اهمال و رویکرد پنهان‌کارانه اگرچه بخشی ناشی از تحولات و نتایج سیاسی و اجتماعی حاصل از انقلاب و دست بالا داشتن یک جریان خاص و جلوگیری از سوء‌استفاده‌های جناحی و ایدئولوژیکی دارد، اما در این میان نمی‌توان از تعصبات و همان اندازه رسوبات ساحت‌گرایی و رمانتیسم حاکم غافل بود. همین‌جا اشاره کنم این نوع تقدس‌گرایی محدود و معطوف به سازمان‌های چریکی شناخت‌‌شده‌ی قبل از انقلاب نمی‌شود. چه بسا در قرائت و گفتمان‌سازی جریانی که در نهایت سهم عمده و تعین‌کننده در کسب قدرت و هم‌چنان در حفظ و صیانت از آن اصرار و پافشاری دارد به درجاتی حاکم بوده و هست.

در روایت آن گذشته از سه زاویه‌ی گفتمانی اهتمام و تلاش شده و می‌شود: اول از نگاه افراد و سازمان‌هایی که هم‌چنان وام‌دار و مدافع چنان سنت مبارزاتی هستند؛ سنتی که بیش از هر چیز بر تقدیس قهرمان‌ها و اسطوره‌های ذهنی گذشته و هم‌چنان در بازتکثیر آن‌ها اصرار دارد تا جایی که می‌تواند رهبری فی‌الحال خود را به اسطوره‌ي زنده و مقدس ارتقا دهد. جایگاه فعلی مسعود رجوی از چند دهه‌ی پیش در سازمان ناظر بر این ادعا است.

دوم از نگاه و قرائت گفتمانی که تمام‌قد و یک‌سره در نفی و طرد و حتی به لجن کشیدن حداقل میراث به‌جامانده از آن دوران کمترین تردیدی به خود راه نمی‌دهند. این گفتمان‌سازی که قرائت حاکمیت را نمایندگی می‌کند، تولیدکننده‌ي بخش وسیعی از آثار مربوط به جنبش‌های چریکی در چهار دهه‌ی اخیر است. ناگفته نماند همین نگاه کم و بیش متاثر از رویکرد اسطوره‌سازی، اما در تقابل و رقابت با جریانات غیرخودی چیزی کم نگذاشته و نمی‌گذارد.

نگاه سوم معطوف به کسانی است که علی‌رغم تلاش برای نقد و داوری، اما هم‌چنان به انگیزه‌ی حرمت‌گذاری قربانیان سنت مبارزات چریکی از ورود به تمامی زوایای پنهان و آشکار و تبعات انسانی و اخلاقی و... ناشی از آن اجتناب می‌ورزند. این گفتمان اغلب درگیر محذورات و ملاحظاتی است که تصور می‌کند نتایج واقعی حاصل از گفتمان انتقادی به گذشته می‌تواند مورد سوء‌استفاده و بهره‌برداری حاکمیت قرار بگیرد. به ‌علاوه آن‌چه در این گفتمان هم‌چنان مغفول مانده نقد اومانیستی است. سویه‌ای که به ‌ناچار می‌باید نگاه خود را از کلیشه‌ها و سنت گفتمانی و معیارهای بسا فراتر از نگاه تخت و یک‌سویه ایدئولوژیکی به مبانی و معیارهای نقد مدرن و از منظر انسان‌شناسانه ارتقا بخشد. آن‌چه از این سویه حاصل خواهد شد بی‌گمان حقیقتی متفاوت و بعضا مغایر با تصورات و تصویرسازی‌های ذهنی خواهد بود تا جایی که می‌تواند اسطوره‌های ذهنی ما را چه در تقابل با شکنجه و مرگ و حتی در تعامل با جامعه و فرودستانی که دلیل مبارزه بوده، بالکل متفاوت و حتی در برخی موارد به انسان‌های معمولی با ظرفیت‌هایی حتی محدود و نازل حتی در مقایسه با انسان‌های عادی تقلیل دهد. بی‌تردید آن‌چه می‌تواند پرده از حقیقت‌های چنین تلخ بردارد، رمزگشایی از رفتار و عملکرد اسطوره‌هایی است که تا امروز کمتر کسی جسارت گفتمان‌سازی و دست‌یابی به حقیقت وجودی آن‌ها را داشته.

آن‌چه به عنوان مقدمه‌ی معرفی کتاب «چریک مجاهد خلق» اشاره شد، معطوف به همین رویکرد و به تعبیری می‌توان نقطه شروع گفتمان‌سازی درباره‌ی جریانات چریکی و سیاسی تا مقطع انقلاب سال ۱۳۵۷ و بالمآل ادامه‌ی این روند و فضاسازی درباره‌ي وام‌داران سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب تلقی کرد.

رویکردی که می‌کوشد فارغ از سه نگاه معمول گفتمانی حول سازمان‌های چریکی، با تمرکز بر نمونه‌ی سازمان مجاهدین از زوایای ایدئولوژیکی و تشکیلاتی پروسه‌ی استحاله‌ی فردیت انسانی را به فردیت جمعی مورد بازخوانی قرار دهد. آن‌چه مورد تاکید نویسنده بوده، واکاوی برخی محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی به مثابه‌ی زمینه‌های اولیه در جذب افراد به این جریانات و در ادامه نقش مذهب و سنت در تشدید این گرایش و هم‌چنین کارکرد ابزاری ایدئولوژی به مثابه مهم‌ترین چسب و عامل مقاومت در مواجهه با دنیای عادی و به تعبیر نویسنده روزمرگی است. نویسنده در این کتاب می‌کوشد رفتار و عملکرد جمعی و فردی در تشکیلات را بر خلاف سنت معمول حاکم بر فضای چپ‌زده، از زاویه‌ی اخلاقی و انسانی مورد بازخوانی و قضاوت دهد. محسن زال پیش از این کتاب «سازمان مسعود» را در این حوزه منتشر کرده. این دومین اثر پژوهشی – تحلیلی او درباره سازمان مجاهدین است. کتاب مبتنی بر ده‌ها رفرنس و فیش در دسترس و در مواردی بسیاری دیده نشده در رابطه با مناسبات درون تشکیلاتی و هم‌چنین اسناد به‌جامانده از بازجویی‌های اعضای سازمان است؛ اسنادی که نویسنده برای رویکرد تحلیلی خود اغلب به آن‌ها استناد کرده است.

[از] کتاب «چریک مجاهد خلق» - صرف‌نظر از نقدهایی که به رویکرد تحلیلی نویسنده در باب جذابیت و انگیزه‌های پیوستن به جریانات زیرزمینی در قبل از انقلاب وارد است - از حیث رویکرد اسطوره‌زدایی به تاریخ مبارزات چریکی و زیرزمینی در ایران که البته معطوف به یک جریان خاص یعنی سازمان مجاهدین خلق پیش از انقلاب می‌باشد، می‌توان از حیث دستیابی به منابع و مستندات اغلب کمتر دیده شده و در مواردی دیده‌نشده از آن دوران به کتابی قابل اعتنا تعبیر کرد که می‌تواند هم‌چنان که مورد استفاده پژوهشگران، موضوع نقد تحلیلی برای علاقه‌مندان این حوزه قرار بگیرد.



دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما