نگاهِ تحقیرآمیز مجاهدین خلق به زنان

  • گروه مجاهدین اگرچه خود را وجودی رهایی‌بخش می‌داند، ولی در مورد زنان از گفتمان‌ِ بستر سنتی جامعه ارتزاق می‌کند. هسته‌ی سازمان مردانه است و از بنیان‌گذاران سازمان هیچ‌یک زن نیستند و تا سال ۴۸ هیچ اقبالی نیز به این‌که زنی وارد سازمان بشود وجود ندارد... در سازمان عشق به به دیگری به مثابه همسر و فرزند و به طور کل خانواده ایده و انگیزه‌ای غیرانقلابی به حساب می‌آید... از این رو خانواده عملا معنای عرفی خود را از دست می‌دهد... به یک وسیله تبدیل می‌شود برای مبارزه، همسر برای مرد مبارز دو کارکرد دارد: یکی پوشش امنیتی برای در امان ماندن از گزند ساواک و دیگری برآورده کردن نیازهای جنسی...
تاریخ: ۱۴۰۰/۰۶/۱۵ | شماره خبر: 5470

به گزارش کتابان، «چریک‌مجاهد خلق» حاصل پژوهش محسن زال به همت نشر ماهریس منتشر شد. هدف زالی از این پژوهش ارائه‌ی تحلیلی واقع‌گرایان از سازمان چریکی مجاهدین خلق و به طور اساسی‌تر «مشی چریکی» از زمان ایجاد تا انقلاب ۵۷ است. نکته‌ی جالب کتاب علاوه بر بهره‌گیری از خاطرات، استفاده از متن بازجویی‌های مجاهدین نزد ساواک است که زال برای دست‌یابی به آن‌ها از سه مرکز: «مرکز اسناد انقلاب اسلامی» و «موسسه‌ی مطالعات و پژوهش‌های سیاسی» و «بنیاد تاریخ‌پژوهی و دانشنامه انقلاب اسلامی» استفاده کرده است. او در این کتاب تا آن‌جا که ممکن بوده از گفت‌وگو و مصاحبه هم بهره برده؛ گرچه به خاطر حاضر نشدن بسیاری افراد برای لب گشودن به خاطرات، در این حوزه توفیق چندانی نیافته است.

پژوهش پیش رو آن‌طور که نویسنده اذعان می‌دارد «انسان‌شناسانه» است و از این رو هدف این بوده تا نسبت کنش‌گر و فرهنگ و مناسباتی که در آن قرار می‌گیرد تا به مجاهد تبدیل شود، سنجیده شود. از همین منظر واکاوای «آرایش» یا نظمی فرهنگی اجتماعی که یک فرد عادی وقتی در آن قرار می‌گیرد، به چریک و مجاهد تبدیل می‌شود، محل تامل است؛ بنابراین در دو سطح: نخست رانه‌ای که کنشگر را به سوی چریک‌بودگی می‌کشد و بعد فضا و مناسباتی که در آن قرار می‌گیرد تا مجاهد ساخته شود، مد نظر اوست؛ به این معنی که وقتی یک انسان عادی در یک وضعیت «چریکی» قرار می‌گیرد و با نام «مجاهد» متمایز می‌گردد، درگیر مناسبات فرهنگی و اجتماعی‌ای می‌گردد که با مناسبات عادی متفاوت است. او با این بستر جدید نسبتی برقرار می‌کند و در همین نسبت است که رفتارهایش را تنظیم می‌کند، زیباشناسی‌اش دچار تغییر و مدار ارزشی‌اش متفاوت می‌شود و کنشش معنایی متفاوت از زندگی روزمره به دست می‌آورد. در همین میدان است که استعداد دست زدن به کارهای در او به وجود می‌آید که تا پیش از این حی تصور آن را نیز نمی‌تواند بکند و توان انجام آن را در خود نمی‌یابد.

بنا بر آن‌چه اشاره شد، در این تحقیق نه تاریخ‌نگاری مرادِ پژوهش‌گر است و نه تحلیل وقایع تاریخی، اما به ناگزیر از هر دوی این‌ها ردپایی در سراسر متن به چشم می‌خورد. زال بیش‌تر کوشیده روایات دقیق تاریخی را درباره‌ی این سوژه بیان دارد تا بر آن مبنا بتوان به تحلیلی درست‌تر از سازمان مجاهدین و اعضای آن پرداخت.


زنان و سازمان مجاهدین خلق

یکی از مباحث جالب توجه در این کتاب، بحث «زنان و سازمان» است، این‌که سازمان مجاهدین خلق چگونه از بدو تاسیس خود با کنشش مرد را موجودی برتر قلمداد می‌کند و تازه از آن‌جایی زن را به بازی خویش فرامی‌خواند که به عنوان پوشش امنیتی از آن بهره برد. زال در این باره می‌نویسد:

گروه مجاهدین اگرچه خود را وجودی رهایی‌بخش می‌داند، ولی در مورد زنان از گفتمان‌ِ بستر سنتی جامعه ارتزاق می‌کند. هسته‌ی سازمان مردانه است و از بنیان‌گذاران سازمان هیچ‌یک زن نیستند و تا سال ۴۸ هیچ اقبالی نیز به این‌که زنی وارد سازمان بشود وجود ندارد، (بهمن) بازرگانی در مورد نگاه ابتدایی به زنان می‌گوید: «فکر می‌کردیم یک انقلابی حرفه‌ای نباید عاشق شود یا بدتر از آن ازدواج بکند. در واقع انقلابیون آن زمان ازدواج را باعث عقیم شدن یک مبارزه می‌دانستند. اصلا تصور این نبود ک زن‌ها هم می‌توانند در مبارزه باشند و آن جریان تا سال ۴۷ و ۴۸ همین طوری باقی ماند.» [بهمن بازرگانی، زمان بازیافته، ۶۳] ص ۶۰۳

نتیجه‌ی این نوع نگاه به زنان این است که بنا بر پژوهش زال در مجموع تا ضربه‌ی شهریور شمار زنان عضو سازمان بیش از پنج شش تن نیست، با این حال هم‌چنان از دیدگاه آنان ازدواج امری مکروه قلمداد می‌شود: «اما ورود زنان به سازمان در نگاه چریک‌ها به ازدواج چندان تغییری ایجاد نمی‌کند و بعد از آن اگرچه ازدواج‌هایی به چشم می‌خورد، ولی هم‌چنان ازدواج به مثابه امری مکروه فرض می‌گردد.» زال برای اثبات این گفته به خاطرات بهمن بازرگانی ارجاع می‌دهد آن‌جا که او به تکیه‌کلامی از حنیف‌نژاد اشاره می‌کند و می‌گوید: «تکیه‌کلام حنیف این سخن بود (که شاید امروز برای نسل شما عجیب و نامفهوم باشد) که "خانواده پیش‌آهنگ استعمار است"، ازدواج کردن را تحقیر می‌کردیم.» [بهمن بازرگانی، زمان بازیافته، ص ۶۲] ص ۶۰۴

البته کراهت ازدواج در نگاه مجاهدین خلق در نهایت به حذف این نهاد نمی‌انجامد بلکه بنا بر این پژوهش در ماهیت آن تغییر ایجاد می‌‌شود و در فرآیندی ازدواج عرفی به ازدواج تشکیلاتی تبدیل می‌گردد. (ص ۶۰۴) «در سازمان عشق به به دیگری به مثابه همسر و فرزند و به طور کل خانواده ایده و انگیزه‌ای غیرانقلابی به حساب می‌آید، این خصلت غیرانقلابی در یک فرایند به خصلتی بورژوایی تبدیل می‌گردد و خود به یک ضد ارزش تبدیل می‌شود. از این رو خانواده عملا معنای عرفی خود را از دست می‌دهد و به چیزی تبدیل می‌شود که دیگر معنای شناخته‌شده‌ی رایج را اعاده نمی‌کند. خانواده نیز به یک وسیله تبدیل می‌شود برای مبارزه، همسر برای مرد مبارز دو کارکرد دارد: یکی پوشش امنیتی برای در امان ماندن از گزند ساواک و دیگری برآورده کردن نیازهای جنسی، از این رو روابط بین جنسیتی نیز به مرور دچار انقلابی می‌گردد. در گروه چریکی مجاهدین ماهیت رابطه‌ی زن و مرد تغییر می‌کند و در سازمان مجاهدین مارکسیست این تغییر ماهیت به نقطه‌ی اوج خود می‌رسد.» ص۶۰۵

زال در این بخش از کتاب به گفت‌وگویی ایرج قهرمانلو همسر سیمین صالحی که در سال ۴۷-۴۸ عضو سازمان شد، با مسئول سازمانی‌اش «مسعود» به شرح زیر استناد می‌کند:

مسعود گفت: سازمان دستور داده به هر طریق که شده یک عضو زن جهت پوشش پیدا بکنیم.

من از این سخن او در شگفت شدم با خود گفتم مثل این‌که سازمان در نگرش به ازدواج و عضوگیری زنان چرخش بزرگی کرده است، با شگفتی پرسیدم: راستی ببینم مسعود جان وقتی که من ازدواج کردم سازمان همه‌ی روابطش را تا دو ماه با من برید، رهبری عملا مرا از سازمان کنار گذاشت این مسئله به عنوان یک نکته‌ی منفی برای من شد، حالا چطور شده که سازمان دنبال زن می‌گرده؟

مسعود: حالا شرایط فرق می‌کنه. در حال حاضر به عنوان پوشش ما مجبوریم که یا ازدواج کنیم یا با یکی زندگی کنیم این یک دستور سازمانی است. رضا رضایی خودش این را به تمام مسئولین نوشته است. [ایرج قهرمانلو، گذر از آتش، ۵۷] صص ۶۰۵ و ۶۰۶.

زال در جای دیگر باز در مورد جایگاه زنان در سازمان بخشی از بازجویی وحید افراخته را در این رابطه نقل می‌کند. او گوشزد می‌کند که چون این بازجویی‌ها عمدتا در شرایطی آزاد عنوان نشده باید در مورد آن احتیاط کرد، ولی در عین حال تاکید می‌کند که نکاتی از این مصاحبه را می‌توان مورد توجه قرار داد. افراخته درباره‌ی جذب زنان به سازمانی که در زمان دست‌گیری او مارکسیست شده می‌گوید:

«در زندگی مخفی ما احتیاج به توجیه نحوه‌ی زندگی‌مان داشتیم و سعی‌مان این بود که از ایجاد سوال و معما پرهیز کنیم به همین جهت از دو سال پیش تصمیم گرفتیم که با ورود زن‌ها و دخترهایی که سمپاتی‌های خاص مذهبی و عاطفی داشته باشند، به آن توجیه مورد نیاز دست یابیم. دختران و زنان که در طی سالیان دراز حلقه‌ی اسارت بر گردن‌شان بوده به‌خصوص اگر در محیطی مذهبی و محدود بزرگ شده باشند، خواه‌ناخواه به کمبودهای عاطفی و فکری دچار می‌شوند تکیه‌ی ما بیش‌تر روی این‌گونه زنان و دختران بود. مخصوصا از آن‌ها که از عقده‌ی حقارت شدید رنج می‌بردند بیش‌تر استفاده می‌کردیم، اغلب آن‌ها البته با نیات صادقانه‌ای به گروه می‌آمدند. ولی پس از چندی تحت نفوذ کامل ما حاضر به انجام هر عملی بودند.» ص ۶۰۹

و باز در جایی دیگر به نقل از افراخته در بازجویی‌هایش (آرشیو موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. پرونده‌ی منیژه اشرف‌زاده ۹۰.۱) می‌نویسد که چگونه رهبران سازمان در مورد ازدواج قوانین‌سخت‌گیرانه‌شان را وقتی به خودشان می‌رسید زیر پا می‌گذاشتند:

... گروه برای اعمال حاکمیت بر اعضا برای این‌که آن‌ها را وادار به فعالیت بیش‌تر کند در مورد مسائلی از این قبیل سخت می‌گرفت و مقرراتی وضع کرده بود؛ مثلا این‌که دو نفر که در گروه با هم ازدواج می‌کنند باید از نظر سطح تشکیلاتی در یک سطح باشند و یا این‌که ازدواج آن‌ها باید در تیم مورد بحث واقع شده و تصویب شود. اما هیچ‌یک از این شروط در مورد کادرهایی مثل رضا و شهرام و آرام اجرا نمی‌شود. یا رعایت نمی‌شد و یا برای این‌که بتوانند ازدواج کنند اول به دخترک از لحاظ تشکیلاتی مقام بالاتری می‌دادند تا مانع برطرف شود. بهرام همین معامله را با سیمین کرد. برای این‌که روشن شود این روابط روابطی انقلابی نبود کافی است توجه کنیم در موارد زیادی روابط جنسی طرفین بر مصالح تشکیلاتی ترجیح داده می‌شد. مثلا چرا باید آرام به خانه‌ی پدر و مادر سیمین رفت و آمد کند، چرا آن‌ها باید از ارتباط دخترشان با مجاهدین بااطلاع شوند. چرا باید سیمین حامله شود. در حالی که اجبارا مقداری از انرژی او را که باید صرف فعالیت شود می‌گیرد. در مورد مشابه بلافاصله دستور کورتاژ داده می‌شد. (مثل منیژه اشرف‌زاده)» ص ۶۱۰ [آرشیو موسسه مطالعات و پژوهش‌های سیاسی. پرونده‌ی منیژه اشرف‌زاده ۹۰.۱»


شناسنامه‌ی کتاب: محسن زال، «چریک‌های سازمان مجاهدین خلق (انسان‌شناسی سازمان مجاهدین خلق ایران دوره‌ی پیش از انقلاب ۱۳۵۷)، تهران: ماهریس، چاپ نخست، ۱۴۰۰، بها: ۲۵۰ هزار تومان.


منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما