انتقاد رسول جعفریان از وضعیت کتابخانه آستان قدس

کتابخانه آستان قدس در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می‌آید

«کتابخانه آستان قدس... در حال حاضر یک جای مرده به حساب می‌آید و جز در حد مشهد آن هم در حد یک کتابخانه عمومی، سرویس‌دهی جدی به خصوص در فضای مجازی و حوزه علوم انسانی دیجیتال ندارد... آن‌جا تحت سیطره افکار محدود و سخت‌گیرانه و قبض از بالاست که ده‌ها سال است امکان هیچ نوع تحولی را در آن نداده‌اند.»
تاریخ: ۱۳۹۸/۰۱/۱۱ | شماره خبر: 1166 | نویسنده: رسول جعفریان

رسول جعفریان طی یادداشتی در کانال تلگرامی خود با عنوان «برای کسی که مسئولیت آستان قدس رضوی را خواهد پذیرفت» از شخصی که ریاست جدید آستان قدس رضوی را بر عهده می‌گیرد درخواست کرد که در اندیشه تاثیرگذاری در حوزه فرهنگ عمومی جامعه باشد و کتابخانه این مجموعه را به گونه‌ای متحول کند که بتواند در توسعه علمی کشور، در ایجاد برنامه‌های نوآورانه و خلاقانه کاری انجام دهد. متن این یادداشت به شرح زیر است:


بر اساس آن‌چه گفته شده، در روزهای آتی، مسئولیت اداره آستان قدس رضوی (ع) را شخص تازه‌ای بر عهده خواهد گرفت. می‌دانیم که این مرکز بزرگ دینی ـ  مالی، کارهای بزرگی دارد که برخی از آن‌ها ریشه در وظایف تعریف‌شده آن در تاریخ هزار و اندی ساله‌اش دارد. کارهایی در حوزه توسعه فرهنگ دینی و مذهبی، کارهای بزرگ و کوچک اقتصادی، امور خیریه‌ای و بهداشتی، و حمایت از اقشار آسیب‌پذیر و بسیاری از مسائل دیگر. مدتی قبل، تصاویر جذام‌خانه آستان قدس رضوی را از دوره پهلوی اول و بعد از آن می‌دیدم، و می‌دانم هزاران برگ سند هم در این زمینه هست. چندین دهه، این جذام‌خانه مهم‌ترین مرکزی بود که در کشور، به حمایت از این افراد برخاسته و جایی را برای حمایت از آن‌ها تدارک دیده بود.

در این‌جا کاری به این قبیل کارها ندارم که امیدوارم باز هم انجام شود. فقط درخواستم این است که مدیریت جدید، در اندیشه تاثیرگذاری در حوزه فرهنگ عمومی جامعه، امر تعلیم و تربیت و به ویژه توسعه علمی جامعه ایرانی باشد. این نقطه ثقل عرض بنده است.

آستان قدس می‌تواند و باید به وظایف جاری خود در زمینه‌های دینی و مذهبی و همین‌طور صدقات و امور خیریه بپردازد، اما در کشوری که بخش مهمی از تراکنش مالی و اقتصادی با حمایت و وقف مردم در آن نقطه متمرکز است، لازم است، برای توسعه علمی کشور کاری صورت گیرد. این پول و امکانات و اعتباری که در آن‌جا هست و می‌تواند منشأ اثر باشد، در کمتر جایی هست و مع‌الاسف در روزگار ما، دانشگاه‌ها، معمولا فقیر و نیازمند صدقات هستند و به این دلیل و گرفتاری‌های اداری خیلی از کارهای علمی را نمی‌توانند انجام دهند.

خاطرم هست، جناب آقای رئیسی در اولین سخنرانی خود پس از قبول مسئولیت در آن‌جا گفتند که آستان قدس را مرکز علمی کشور خواهند کرد. بنده نمی‌دانم مقصود ایشان از «علم» و مرکز علمی کردن مشهد چه بود، اما امروز پس از سه سال و اندی [از اسفند ۹۴ تاکنون] که ایشان مسئولیت آن‌جا را داشتند، در این حوزه، اتفاق درخوری نیفتاد و شاید تصمیماتی در حد حرف و فقط روی کاغذ گرفته شده که بنده بی‌خبرم و امیدوارم خبری بوده باشد.

به علاوه که غالبا به نظر می‌رسد علم در اندیشه این افراد، فقط علم دینی است و اگر از گسترش دانشگاه‌ها صحبت می‌کنند، غالبا رشته‌های قرآن و حدیث در ذهن‌شان هست! تازه درست کردن یک دانشگاه مانند دانشگاه‌های دیگر... هرچند عریض و طویل چه ثمری دارد. صدها از این مراکز آموزش عالی زمان آن رئیس اسبق ایجاد شد که حالا باید برای بستنش هزینه کنند...

این‌که آستان قدس توانست در دو سه دهه قبل بزرگ‌ترین کتابخانه کشور را بنا کند، بسیار مهم و قابل تقدیر است، و این‌که در این کتابخانه حجم عظیمی از میراث علمی وجود دارد ـ صد البته با کمک پیشینیان ـ  امری قابل توجه است، اما در طول این سال‌ها، این کتابخانه به دلیل شرایط بسته آستان قدس، مثل غالب مراکز مذهبی دیگر، هیچ‌گاه نتوانست کار درخوری در توسعه علمی کشور ایفا کند.

روشن است که مقصود از تحول این است که بتواند در توسعه علمی کشور، در ایجاد برنامه‌های نوآورانه و خلاقانه کاری انجام دهد. کتابخانه آستان قدس، با امکاناتی که دارد و توجهی که به آن هست، در حال حاضر، یک جای مرده به حساب می‌آید و جز در حد مشهد، آن هم در حد یک کتابخانه عمومی، سرویس‌دهی جدی به خصوص در فضای مجازی و حوزه علوم انسانی دیجیتال ندارد. دلیل این مدیریت اداری صرف هم این است که آن‌جا تحت سیطره افکار محدود و سخت‌گیرانه و قبض از بالاست که ده‌ها سال است امکان هیچ نوع تحولی را در آن نداده‌اند. تقریبا از نظر دسترسی به منابع آن و در خسّت و ضنّت کتابخانه مرعشی قم با آستان قدس رقابت دارند.

این در حالی است که کتابخانه می‌توانست یک انقلاب علمی در حوزه کتاب و نسخ خطی داشته باشد، اما حتی فهرست نسخ خود را هم کامل نکرد و از حالت بلبشویی درنیاورد. هزاران نسخه را به عنوان نفیس در اختیار کسی قرار نداد و هیچ کار مهمی در جهت توسعه کتابخانه دیجیتالی به انجام نرساند.

به نظرم معلوم است که مدیران جزء در آستان قدس، بیش از آن‌که مدیر باشند، خدمت‌گزارند و به همین دلیل فاقد توان تصمیم‌گیری کلان می‌باشند. مشکل از مدیریت بالاتر و سیستم بسته‌ای است که آن‌جا دارد.

یک نمونه دیگر درباره انتشارات این مرکز است. انتشارات آستان قدس، در دهه اول انقلاب، در برخی از حوزه‌های علم روز وارد شد و در غیاب ناشرانی که کارهای علمی روز را منتشر می‌کردند، تلاش‌های قابل تقدیری کرد. در برخی از حوزه‌های علمی، مانند جغرافیا، فقط به دلیل وجود دو سه نفر آدم چیز فهم در آن‌جا، صدها شماره مجله و کتاب منتشر شد. اما در سال‌های اخیر تمام این بساط برچیده شده و همان‌طور که عرض شد، این مرکز صرفا به کار انتشار متون دینی یا تاریخی ـ دینی مشغول شده و از نقش خود بازمانده است. البته که از همین مقدار تلاش هم متشکریم.

بارها نوشته‌ام، در این کشور، هیچ‌کس به اندازه رهبری روی علم جدید تاکید ندارد، و دقیقا هیچ دولتی به درستی در راستای خواسته ایشان حرکت نکرده است. روشن است که دولت‌ها، تصمیم‌گیرهای خودشان را دارند، اما آستان قدس هم که زیر نظر مستقیم رهبری است، در این زمینه کار جدی نکرده است. مگر چند مرکز در کشور هست که این قدر پول و امکانات داشته باشد؟

معلوم است که با افراد معمولی و عادی در مقام مدیر، کاری هم نمی‌شود پیش برد. مدیر چنین مرکزی باید تلاش کند، عالم‌ترین و مجرب‌ترین افراد را از نقاط مختلف کشور ـ اگر نگوییم خارج از کشور ـ در خدمت بگیرد و از این امکانی که در اختیار دارد، برای توسعه علمی کشور استفاده کند.


منبع:

دیدگاه های کاربران

دیدگاه شما